تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

النوبة الثالثة

قوله تعالى :
وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا
نوح را فرمان آمد از روى شريعت به ظاهر حكم كه از چوب ساج كشتى ساز و درو نشين تا از طوفان برهى و از روى حقيقت به حكم تخصيص و نعت تقريب بسر وى ندا آمد كه درياى نفس در پيش دارى درياى مغرق مهلك در آن گردابها است پر خطر . و نهنگان جان رباى بر رصد ، و ناچار بر آن عبره مىبايد كرد تا بساحل امن رسى ، از اخلاص كشتى ساز بسه طبقه يكى خوف و ديگر رجا و سوم « 1 » رضا ، وانگه بادبان صدق بر آن بند و بر مهبّ صباى اطلاع ما بدار . اينست كه گفت :
بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا
كه ما خود چنان كه بايد راند و آنجا كه بايد راند خود رانيم
هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
از روى اشارت ميگويد بندهء من تدبير كار خود و امن گذار و خويشتن را يكسر به من سپار و تصرف خود دور دار تو « 2 » محمول لطف مايى و محمول الكرام لا يقع فان وقع وجد من يأخذ بيده . اين همانست كه مصطفى ( ص ) گفت : « الا فتسلكون جسرا من النّار يطأ احدكم الجمرة فيقول الجسر ، يقول ربّك عزّ و جلّ او انه كرامتى بزرگوار است و لطفى بىنهايت كه فردا ربّ العزّة بر گذرگاه صراط با بندهء عاصى كند ، فمرّة يقف و مرّة يعثر . مىافتد و مىخيزد و رب العزّة داند كه بنده را جز وى فريادرس و دستگير « 3 » نيست . بجلال تعزّز خود و بنعت رحمت او را فرياد رسد و دستگيرى « 4 » كند . در خبر مىآيد كه رحمت اللَّه بر بنده بيش از رحمت مادر است بر فرزند ، و اگر « 5 » تقديرا فرزندى هزار بار پايش به گل فرو رود ، هر بار مادر گويد برخيز جان مادر و هر بار مادر برو مشفق‌تر و مهربان‌تر بود . پير طريقت گفت : الهى ! تا مهر تو پيدا گشت همهء مهرها جفا گشت ، و تا برّ تو پيدا گشت همه جفاها وفا گشت ، الهى ! ما نه ارزانى بوديم تا ما را بر گزيدى ، و نه ناارزانى بوديم كه بغلط گزيدى ، بلكه « 6 » به خود ارزانى كردى تا برگزيدى و بپوشيدى عيب ، كه مىديدى .
هامش
( 1 ) - سيوم ( الف ) . ( 2 ) - در دور دار ( الف ) . ( 3 ) - دست گير ( الف ) . ( 4 ) - دست گيرى ( الف ) ( 5 ) - و گر ( ج ) . ( 6 ) - بل كه ( الف ) .
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 395 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )