تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
دلايل و امارات وحدانيّت اوست ، نگرنده مىدربايد ، از همه جانب بساحت او راه است رونده مىبايد ، بستان حقايق پر ثمار لطائف است ، خورنده مىبايد .
مرد بايد كه بوى داند برد * و رنه عالم پر از نسيم صباست .
وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ
الادلّة و ان كانت ظاهرة فما تغنى اذا كانت البصائر مسدودة كما أنّ الشّموس و ان كانت طالعة فما تغنى اذا كانت الأبصار عن الادراك بما عمى « 1 » مردودة . و ما انتفاع اخى الدّنيا بمقلته اذا استوت عنده الانوار و الظّلم .
ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ حَقًّا عَلَيْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنِينَ
تشريف و نواخت مؤمنان است كه رب العزّة به نعت اعزاز و اكرام نجات ايشان بر نجات پيغامبران بست ، و در نعت تخصيص و تشريف ايشان را درهم پيوست . گفت حق است از ما ، واجب است از كرم و لطف ما ، كه مؤمنان را رهانيم ، چنان كه پيغامبران را رهانيديم ، تا چنان كه بر هيچ پيغامبر روا نيست كه فردا در آتش شود و عذاب چشد ، هيچ مؤمن را روا نيست كه در دوزخ و در عذاب جاويد بماند ، فانّه جلّ جلاله اخبر انّه ينجى الرّسل و المؤمنين جميعا .
وَ أَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ
اى - اخلص قصدك للدّين و جرّد قلبك عن اثبات كل ما لحقه قهر التكوين . ميگويد : دين خويش از شوب ريا پاك دار ، و قصد خويش در جستن كيمياى حقيقت درست كن دل از علايق بريده ، و كمربندى بر ميان بسته ، و حلقه خدمت در گوش وفا كرده ، و خواست خود فداى خواست ازلى كرده ، نفس فداى رضا ، و دل فداى وفا ، و چشم فداى بقا .
نفسم همه عمر در وصالت خواهد * روحم راحت ز اتّصالت خواهد گوشم سمع از بهر مقالت خواهد * چشمم بصر از شوق جمالت خواهد .
ازينجا نور حقيقت آغاز كند ، باز محبّت بر هواى تفريد پرواز كند ، جذبهء الهى در رسد ، رهى را از دست تصرّف بستاند ، نه غبار زحمت آرزوى بهشت بر وقت وى نشيند ، نه بيم دوزخ او را راه گيرى كند . به زبان حال گويد :
عاشق بره عشق چنان مىبايد * كز دوزخ و از بهشت يادش نايد
هامش
( 1 ) بما لمعى ( ج )
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 346 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )