كنيد و هر كيد كه توانيد سازيد كه من به خداوند خويش پشت باز نهادم ، و او را كار ساز خود پسنديدم ، و با مهر و محبّت وى آرميدم ، پرواى ديگران ندارم
فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ
توكل قنطرهء يقين است ، و عماد ايمانست ربّ العزّة ميگويد :
وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
هر كه باللّه پشتى دارد اللَّه او را بسنده است ديگرى او را مىدرنبايد شب معراج گفت :
يا سيّد ص يا محمد عجب لمن آمن بى كيف يتّكل على غيرى ،
كسى كه ياد ما در دل دارد ، با ياد ديگران چون پردازد ، او كه مهر ما بجان دارد ، گر چان در سر آن كند شايد
فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ
توكل بريد حضرت رضا است ، و نشان صدق وفا است ، و حقيقت را صفا است ، توكّل را بدايتى و نهايتى است در بدايت حلاوت خدمت ، و بر همه جانوران شفقت ، و اخلاص دعوت و در نهايت آزادى و شادى و بىقرارى . در بدايت اين روى نمايد كه موسى فراقوم خويش گفت :
فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ
و در نهايت اين بيند كه حق جل جلاله فرا مصطفى گفت :
وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ
شيخ ابو القاسم نصر آبادى مريدى را پيش شيخ بو على سياه فرستاد كه باز گوى كه در توكّل تا كجا رفتهء شيخ بو على جواب فرستاد كه بو على مردى بىكار است و توكّل نشناسد امّا درين بىكارى چنان مشغول شده كه پرواى خلق نميدارد . انفاق است همهء ائمه طريقت را كه هيچكس از سالكان راه نيكوتر و تمامتر ازين سخن نگفتهاست كمال تحقيق عبوديّت در عين تقصير ديدن نه كار هر بىكارى و تردامنى بود به خود كافر بايد شدن اگر خواهى كه بحقّ مسلمان شوى ، آن گه عاقبت كار نوح و سرانجام قوم وى هر دو باز گفت :
فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَ جَعَلْناهُمْ خَلائِفَ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
نوح در سفينهء سلامت در بحر عنايت غرقه مهر و محبّت ، قوم نوح به حكم شقاوت در درياى قهر ربوبيّت غرقهء عذاب و عقوبت .
ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى وَ هارُونَ
الآية . قصّ عليه ص نبأ الاوّلين و شرح له جميع احوال الغابرين ثمّ فضله على كافتهم اجمعين فكانوا نجوما و هو البدر ، و كانوا انهارا و هو البحر ، به انتظم عقدهم و بنوره اشرق نهارهم و بظهوره ختم عددهم .
يومك وجه الدّهر من اجله * جنّ غد و التفّت الامس