و فرمودند مرا كه از گردن نهادگان باشم .
فَكَذَّبُوهُ
دروغ زن گرفتند او را
فَنَجَّيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ
رهانيديم او را و آنكه با وى بود در كشتى
وَ جَعَلْناهُمْ خَلائِفَ
و ايشان را پس نشينان زمين كرديم
وَ أَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
و به آب بكشتيم ايشان را كه بدروغ شمردند پيغامهاى ما
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ
( 73 ) بنگر كه سرانجام بيم نمودگان و آگاه كردگان چون بود .
ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلًا إِلى قَوْمِهِمْ
آن گه پس نوح پيغامبران را فرستاديم بقوم ايشان
فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ
تا بايشان پيغامهاى روشن آوردند
فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا
بران نبودند كه ايمان آرند و بنخواستند گرويد
بِما كَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ
به آنچه دروغ شمردند پيش از اين
كَذلِكَ نَطْبَعُ
هم چنان مهر مىنهيم
عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ
( 74 ) بر دلهاى اندازهگذاران و شوخان .
ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى وَ هارُونَ
پس ايشان فرستاديم موسى و هارون
إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ
بفرعون و اشراف قوم او
بِآياتِنا
بپيغامهاى ما و سخنان ما
فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ
( 75 ) گردن كشيدند و قومى بدان بودند .
فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا
چون بايشان آمد كار راست درست از نزديك ما
قالُوا إِنَّ هذا لَسِحْرٌ مُبِينٌ
( 76 ) گفتند اينت جادويى آشكارا
قالَ مُوسى
گفت : موسى
أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَكُمْ
چنين گويند حق را كه بشما آيد ؟
أَ سِحْرٌ هذا
اين پر ديو است ؟
وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ
( 77 ) و پر ديو گران را نه پيروزى است و نه بقا .
قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَلْفِتَنا
گفتند بما آمدى تا ما را بر گردانى ؟
عَمَّا وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا
از آن چيز كه پدران خويش را بر آن يافتيم ؟
وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ
و پادشاهى شما را بود در زمين [ مصر ]
وَ ما نَحْنُ لَكُما بِمُؤْمِنِينَ
( 78 ) و ما شما را استوار گيرندگان نيستيم .
وَ قالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي
فرعون گفت به من آريد
بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ
( 79 ) هر جا دوى استاد كه هست .