تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
و مصابيح هدى و اعلام دين ، صيارفهء حق و اركان اسلام و سادات دنيا و شفعاء آخرت ، صفوت بشر و مفاخر ولد آدم ، صحابهء مصطفىاند و گزيدهء خدااند ، پيشوايان اسلام و سنت و پيشينيان در دين و معرفت ، پيغام حق اول ايشان شنيدند و پيغام رسان اول ايشان پذيرفتند و حق را ايشان استقبال كردند . قومى مهاجران‌اند ، خان و مان خود بگذاشته و اسباب و وطن جمله از بهر خدا در باخته ، قومى انصارند كه مصطفى را بجان و دل پذيرفتند و ياران وى را مأوى دادند و چنان كه مرغ بچه را پرورد ، اسلام را پروردند و دين اسلام را تن و جان خود سپر كردند ، دنيا خوار گرفتند و مهر بر دين نهادند . قومى تابعان‌اند كه از پس در آمدند
وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ . . .
- از ايشان دين آموختند و اخلاق ايشان گرفتند و شمائل و فتاوى و سير ايشان بامت رسانيدند .
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
خداى از ايشان خشنود و ايشان را از خويشتن خشنود خواهد كرد . اين يك قوم سابقان‌اند . ديگر قسم ، مقتصدانند ، اقتصاد راه ميانه رفتن است نه هنر سابقان و نه افراط ظالمان بل كه راه ميانه رفتند و طاعت و معصيت بهم آميختند هم چون اصحاب اعراف كه نيكيهاى ايشان و بديهاى ايشان برابر آمد از دوزخ دور ماندند و نيز ببهشت نرسيدند . مقتصدان ايشان‌اند كه رب العزة ايشان را ميگويد
وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ . .
ايشان كه بگناه خويش مقر آمدند و به بدخويى خود معترف ، و بعيب خويش بينا و از كرد خود خجل . اعتراف دو است : يكى اعتراف بيگانگان فردا در قيامت كه اوائل عذاب بينند و آثار سخط و نقمت حق و سياست و زفير دوزخ ، ايشان معترف شوند بگناه خويش و چه سود دارد آن روز اعتراف و چه به كار آيد در آن وقت اقرار ، يقول اللَّه :
فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ
،
فَاعْتَرَفْنا
« 1 »
بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ
، ديگر اعتراف مؤمنان است در دنيا ، بگناه خويش معترف شوند و بعيب خويش اقرار دهند ، پشيمانى در دل و عذر بر زبان و سوز و حسرت در ميان جان ، اينست اعتذار بجاى خويش و اعتراف بوقت خويش كه ميگويد جل جلاله :
وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ
آن گه گفت :
خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً
در آميختند كردار خويش يكى نيك « 2 » يكى بد ، لختى پاك لختى پليد ، لختى حلال
هامش
( 1 ) در نسخهء الف : فاعترفوا ( 2 ) در نسخهء الف : نيكى