تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
الْأَنْهارُ
در زير آن درختان جويهاى روان ،
خالِدِينَ فِيها
جاويدان ايشان در آن ،
ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ . ( 89 )
آنست پيروزى بزرگوار .

النوبة الثانية

قوله تعالى :
الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ
- مفسّران گفتند : چون رسول خدا خواست كه بغزاء تبوك بيرون شود ياران را تحريض كرد بر صدقات ، تا عدّت غزا و لشكر اسلام بسازد و ساز راه كند ، صحابه رفتند و هر كس بر اندازهء طاقت خويش صدقه مىآورد . عبد الرحمن عوف چهار هزار درم آورد گفت : يا رسول اللَّه ، هشت هزار درم داشتم ، يك نيمه آوردم و يك نيمه عيال و فرزندان را بگذاشتم . رسول خدا گفت : بارك اللَّه لك فيما انفقت و فيما امسكت . از بركت دعاء رسول خدا مال وى بدان رسيد كه چون از دنيا بيرون شد ، دو زن داشت ، ثمن مال وى كه بايشان رسيد صد و شصت هزار درم بر آمد . عمر خطاب همى آمد و چهار هزار درم آورد ، رسول خدا گفت : ما ذا ابقيت لاهلك و عيالك ؟ عيال خود را چه گذاشتى ؟ گفت : اللَّه و رسوله . گفت انّ ما بين صدقتيكما كما بين كلمتيكما . عثمان عفان آمد و صد سر شتر آورد و صد سر است . رسول گفت ما ضرّ ابن عفان بعد اليوم . عاصم بن عدى العجلانى آمد و صد وسق خرما آورد . بو عقيل انصارى نام وى صحاب مردى پير بود و درويش ، آمد و يك صاع خرما آورد گفت : يا رسول اللَّه همه شب آب كشيده‌ام كشت زار فلان را و دو صاع خرما استده‌ام يك صاع آورده‌ام و يك صاع عيال و فرزندان را بگذاشته‌ام . منافقان گفتند ابو بكر و عمر و عثمان و عبد الرحمن مىبخشند از مال فراخ ، دانيم كه مىنام جويند اين صاع خرماى بو عقيل بارى خداى بوى چه نياز دارد مگر كه خويش را به ياد خدا و رسول ميدارد ، توانگران را برياء متهم كردند و بر اندك بو عقيل طنز ميكردند تا رب العالمين آيت فرستاد ،
الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ
اى - يعيبون المطوعين المتنفّلين من المؤمنين ،
فِي الصَّدَقاتِ
التطوع من الصدقة ما لا يلزمه لزوم الزكاة .
وَ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ . . .
الآيه الجهد - بالضم غاية ما يقدر عليه الانسان و بالفتح مصدر جهد فى الامر اذا بالغ ، و قيل - هما لغتان فبالضم لغة اهل الحجاز و بالفتح
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 181 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )