بچه رسيد ؟ گفت :
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
، نعمت خدا و فضل نعمت خدا بر بندگان ديد و بايشان حسد نبرد . و در خبر است كه در آسمان پنجم ربّ العزة فريشتهء آفريده بر گذرگاه اعمال بندگان نشسته چون عمل بنده به آسمان بر آرند و بوى رسد و هم چون آفتاب از روشنايى و نيكويى آن عمل مىتابد ، بوى گويد : قف فانا ملك الحسد ، باش كه فريشته حسدم تا در آن نگرم كه آميخته حسد است يا نه اگر نشان حسد بيند باز گرداند ، و گويد : اضربوا وجه صاحبه فانّه حاسد .
قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا
. حجتى روشن است بر قدريان كه ميگويند خير بتقدير خدا است و شرّ بكردار ما . و رب العزه بر ايشان ردّ مىكند و ميگويد :
يا محمد بگوى
لَنْ يُصِيبَنا
هيچ رسيدنى بما نرسد از خير و شرّ و نفع و ضرّ و عطا و منع و غنى و فقر و نفاق و وفاق مگر كه خداى خواست و تقدير كرد و بر ما نوشت همه بتقدير او و همه به حكم او و مشيّت او . در عالم چيست از بودنى مگر بخواست او ، موى نجنبد بر تن مگر بارادت او و خطرتى نايد در دل مگر بعلم او ، آدمى از خاك آفريدهء او نه از نخّاس خريدهء او ، هر چه خواهد كند و بر سر بندگان راند كه حكم حكم او و همه اسيراند در قبضهء او كس را از وى واخواست نه ، و از پيش حكم او برخاست نه ،
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ
.
پير طريقت گفت : الهى اى دهندهء عطا و پوشندهء جفا نه پيدا كه پسند كرا و پسنديده چرا ؟ بنده بتاوى به قضا پس گوى كه چرا ، الهى كار پيش از آدم و حوّاست و عطا پيش از خوف و رجا است ، امّا آدمى بسبب ديدن مبتلاست خاصهء او آن كس است كه از سبب ديدن رها است اگر آسيا احوال گردان است قطب مشيّت بجا است .
قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا
قسمت آنست كه در ازل كردند ، حكم آنست كه در ازل راندند ، رقم آنست كه در ازل كشيدند ، يكى را رقم سعادت كشيده و از معصيت او را زيان نه ، يكى را حكم بشقاوت كرده و از طاعت او را هيچ سود نه .
محمد بن السماك گويد : در بصره شدم خلقى را ديدم روى بصحرا نهاده و جنازهء در ميان گرفته و به حكم تقرب دستارها بر آن همىانداختند ، جنازهء ديگر ديدم كه همى 19