إِنَّا هُدْنا إِلَيْكَ
- اى : ملنا الى دينك ، و صرنا لك بالكلية من غير أن نترك لأنفسنا بقية . ميگويد : خداوندا ! بهمگى به تو باز گشتيم ؟ و از حول و قوة خويش متبرى شديم ، و خويشتن را به تو سپرديم ، و بهر چه حكم كردى رضا داديم . ما را بما باز مگذار ، و مايى ما از پيش ما بردار . همانست كه مصطفى ( ص ) گفت :
« لا تكلنى الى نفسى طرفة عين و لا اقل من ذلك » .
و
قال صلّى اللَّه عليه و سلم : « واقية كواقية الوليد » .
به داود وحى آمد كه : اى داود ! دوستان مرا با اندوه دنيا چه كار ، اندوه دنيا حلاوت مناجات از دل ايشان ببرد . اى داود ! من از دوستان خويش آن دوست دارم كه روحانى باشند ، غم هيچ نخورند ، و دل در دنيا نبندند ، و كار و شغل خود بهمگى با من افكنند ، و بقضاء من رضا دهند .
رسول خدا گفت :
« الرضا بالقضاء باب اللَّه الاعظم » .
در بنى اسرائيل عابدى بود ، روزگار دراز در عبادت بسر آورده . بخواب نمودند او را كه : رفيق تو در بهشت فلان است . وى بطلب آن كس برخاست تا ببيند كه عبادت وى چيست ؟ از وى نه نماز شب ديد نه روزهء روز مگر فرائض . گفت : مرا بگوى تا كردار تو چيست ؟ گفت : نكردهام عبادتى فراوان ، بيرون از آنچه ديدى . امّا يك خصلت است در من ، چون در بلا و بيمارى باشم ، نخواهم كه در عافيت باشم ، ور در آفتاب باشم نخواهم كه در سايه باشم ، و بهر چه اللَّه حكم كند رضا دهم ، و برخواست اللَّه خواست خود نيفزايم ، عابد گفت : اينست كه ترا بدين منزل رسانيد .
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ
- اين آيت و آنچه بدان پيوسته تا آخر ورد ، اظهار شرف مصطفى است و بيان خصائص و فضائل وى . رب العزة او را بستود ، و بر جهانيان برگزيد ، و نبوت و رسالت را بپسنديد ، و خاتم پيغامبران و مقتداى جهانيان كرد ، و هر چند كه امى بود كتابها نخوانده و ننوشته ، علم اولين و آخرين دانست ، و شرايع و احكام دين و مكارم اخلاق را بيان كرد ، و اخبار پيشينيان و آئين رفتگان و سرگذشت