و آنچه خبائث است چون گوشت خوك و مردار و خون و ربا و جملهء محرّمات بر ايشان بسته ميدارد و حرام مىكند ، يعنى كه شريعت وى بر اين صفت است .
وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ
- بر قراءة شامى « آصارهم » على الجمع ، عرب مواثيق را اواصر خوانند ، يكى از آن اصرة ، معنى آنست كه از ايشان فرو نهند آن عهدهاى گران و بارهاى عظيم كه بر بنى اسرائيل بود كه در تورات بايشان فرموده بودند چون قتل نفس در توبه و بريدن اعضاء كه بوى گناه كردند ، و جامه كه پليد شد از ميان جامه بر آوردن و بريدن ، و در قتلها كه كردند قصاص نه ديت و نه عفو . اين تشديدها باغلال ماننده كرد ، يعنى : للزومها كلزوم الغل فى العنق ، چنان كه غلّ در گردن آويخته بود ، و از آن جدا نبود ، اين مواثيق و عهود بر ايشان نهاده بودند و لازم كرده ، و گفتهاند : اغلال اينجا « 1 » محرّماتاند و مناهى كه بر بنى اسرائيل بود ، كه عيسى مريم گفت :
وَ لِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ
من آن را آمدهام كه بعضى از حرام كردهها بر شما حلال كنم ، و اين غل همان است كه عجم ميگويند دست فلان كس فرو بستند . دست فلان كس بر گردن بسته ، يعنى كه او را از تصرف منع كردند ، و از مراد محروم ،
فَالَّذِينَ آمَنُوا
من اليهود
بِهِ
اى بمحمّد
وَ عَزَّرُوهُ
اى عظّموه
وَ نَصَرُوهُ
. و أصل التعزير المنع ، يعنى نصروه بمنعهم كلّ من اراد كيده ،
وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ
اى القرآن . و سمّاه نورا لانّه يبين للنّاس امور دينهم و دنياهم و آخرتهم و عقباهم ، و « مع » يدلّ على البقاء ، اى انزل عليه و بقى معه ،
أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
الظّافرون بالامانى ، الباقون فى النعيم .
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً
- اين خطاب با عرب است ، و اهل كتاب و عجم داخل است در جميع . ميگويد : اى جهانيان ! من رسول خداام بشما
هامش
( 1 ) - الف : ايدر .