تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
خويش ، فرعون جواب داد :
إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِها إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
فى دعوتك . اگر راست مىگويى كه پيغامبرم نشانى بيار . موسى را عصا در دست بود ، گفت : ما هذه بيدى ؟ اين چيست كه بدست دارم ؟ فرعون گفت : هذه عصا . چوبى است . موسى از دست بيفكند عصا چنان كه اللَّه گفت :
فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ
مارى نر گشت آن عصا اژدهايى بزرگ آشكارا و روشن ، كه در آن هيچ گمان نبود كه ما راست دهن باز كرده ، و روى بفرعون نهاده ، و بنهيب همى رود تا قصر و تخت وى فرو برد . فرعون چون آن بديد از سرير خويش بخوارى و بيم بيفتاد و بگريخت ، و به پليدى خود آلوده گشت . و آن مار قصد مردمان همى كرد كه خدمتكاران وى بودند . همه بفرياد آمدند . قومى هم بر جاى بمردند از بيم ، و قومى بگريختند . آخر فرعون گفت : يا موسى ! خذها و أنا او من بك و ارسل معك بنى اسرائيل . موسى برگرفت و عصا گشت چنان كه بود . پس فرعون گفت : هل معك آية اخرى ؟ هيچ آيت ديگر هست با تو كه نشان صدق تو باشد ؟ موسى گفت : آرى نشان ديگر دارم . دست زير بازوى خود گرفت و آن گه بيرون كشيد ، اينست كه اللَّه گفت :
وَ نَزَعَ يَدَهُ
اينجا در سخن اختصار است ، كه اين نزع پس از ضمّ بوده است ، كه اوّل ضمّ بود چنان كه گفت :
وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ
چون دست از زير بازوى خود بيرون كشيد ، آن را ديد سفيد « 1 » تابنده و روشن ، يقول اللَّه تعالى :
فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ
اى لها شعاع يغلب الشمس . ثم ردّها الى جيبه او تحت ابطه فعادت يده كما كانت ، فدلّ على انه آية و معجزة .

النوبة الثالثة

قوله تعالى :
وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ
الاية - بدان كه سرّ رسالت پيغامبران و حكمت فرستادن ايشان بخلق آنست كه رب العالمين جل جلاله و عظم شأنه خلق را
هامش
( 1 ) - ج : سپيد .