و ياد كنيد كه اندكى بوديد
فَكَثَّرَكُمْ
فراوان كرد اللَّه شما را و انبوه
وَ انْظُرُوا
و نگريد
كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ
( 86 ) چون بود سرانجام مفسدان پيش از شما ؟
وَ إِنْ كانَ طائِفَةٌ مِنْكُمْ آمَنُوا
و اگر چنان بود كه گروهى از شما استوار گيرد مرا و بگرود
بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ
به آن چيز كه مرا به آن فرستادهاند
وَ طائِفَةٌ لَمْ يُؤْمِنُوا
و گروهى بنگروند
فَاصْبِرُوا
شكيبايى كنيد
حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا
تا اللَّه برگزارد ميان ما كار [ تا چون برگزارد ! ]
وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ
( 87 ) و بهتر برگزارندگان اوست .
الجزء التاسع
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ
سران قوم او كه گردنكشان بودند از حق ، گفتند او را
لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ
كه ترا بيرون كنيم اى شعيب !
وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ
و اين گرويدگان با تو
مِنْ قَرْيَتِنا
از شهر خويش
أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا
يا باز گرديد از دين با دين ما
قالَ
گفت شعيب :
أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ
( 88 ) و هر چند كه ما خواهان آن نيستيم .
قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّهِ كَذِباً
بزرگ دروغى نهاده باشيم بر خداى
إِنْ عُدْنا فِي مِلَّتِكُمْ
اگر ما با دين ( 1 ) شما گرديم
بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْها
پس آنكه خداى باز رهانيد ما را از آن
وَ ما يَكُونُ لَنا
و نيايد ما را و نسزد
أَنْ نَعُودَ فِيها
كه باز گرديم با ملت شما
إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّنا
مگر كه چيزى خواهد اللَّه خداوند ما
وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً
رسيده است خداوند ما بهر چيز بدانش خود
عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا
بر خداى كرديم توكل خويش ، [ و بوى باز گذاشتيم پشت خويش ]
رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ
خداوند ما ! برگزار ميان ما و ميان قوم ما 1 - ج : باز دين .