ميگفت :
رَبِّ لا تَذَرْ
. مصطفى ميگفت :
« وَ اعْفُ عَنَّا »
.
لطيفة اخرى : پيغامبر را برادر ايشان خواند ، و ايشان را قوم وى خواند نه برادر ، از بهر آنكه ايشان نه آن كردند و گفتند كه برادران كنند و گويند . همه دشمنى نمودند . همه ناسزا گفتند و تكذيب كردند . قوم صالح گفتند :
إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ
ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا
. قوم هود گفتند :
وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ
. قوم نوح گفتند :
لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ
.
قوم لوط گفتند :
لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ
. قوم شعيب گفتند :
وَ إِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكاذِبِينَ
. اما پيغامبر را برادر ايشان خواند ، كه همه آن كرد كه برادران كنند . بيراه بودند ، براهشان باز خواند . گفت :
يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ
. از ايشان شفقت باز نگرفت ، گفت :
إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ
. در شفقت بيفزود و نصيحت كرد ، گفت :
وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ
. اى قوم ! من شما را نيك خواهم پند پذيريد ، و سخن بنيوشيد ، كه من استوارم ، هر چه گويم سعادت شما در آن خواهم . اما شما خود نصيحت مىنپذيريد ، و بصلاح خود راه نمىبريد ، و سر رشتهء خود باز نميدانيد .
دلى كه قفل نوميدى برو زدند از وى چه طاعت آيد ؟ چشمى كه بر مص كفر آلوده بود بعبرت چون نگرد . حبلى گسسته چه بار بردارد ؟ بندهء نبايسته و رانده كوشش وى چه سود دارد ؟ آه از پاى بندى نهانى ! فغان از حسرتى جاودانى ! زينهار از قهرى سلطانى !
9 - النوبة الاولى
( 7 / 93 - 80 )
قوله تعالى :
وَ لُوطاً
و فرستاديم لوط را
إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ
گفت قوم خويش را
أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ
مىزشتى كنيد و ناخوب و ناسزا بدست داريد ؟
ما سَبَقَكُمْ بِها
پيشى نكرد به آن كار بر شما
مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ
( 80 ) هيچ كس از جهانيان .