تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
چشم وى نيامدى از بزرگ همتى كه بود . ازينجا گفتى : « انا سيد ولد آدم و لا فخر » . قوله :
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
- يجرى عليكم فى الابد ما قضينا عليكم فى الازل ، و
فَرِيقاً هَدى وَ فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ
، و قيل : كما بدأكم تعودون علما و مشية و تقديرا . چنان كه ابتداء كرد بآفرينش شما بدانش و تقدير و خواست ، به آخر چنان شويد كه اول خواست . جنيد را ازين آيت پرسيدند ، جواب داد كه : اول كل انسان يشبه آخره ، و آخره يشبه اوله . آن گه گفت : نهايت هر كار رجوع است با بدايت آن كار ، و راه به حق حلقه‌اى است ازو درآيد باز وا او « 1 » گردد . شيخ الاسلام انصارى گفت قدس اللَّه روحه : چون نيك ماند آخر اين كار باوّل اين كار ! يعنى كه اول همه لذتست و راحت و زندگانى با روح و با شادى ، تا مرد پاى در دام نهد ، و طوقش در گردن آيد ، آن گه بهر راحتى كه ديد محنتى بيند ، و با هر فرازى نشيبى بود . اينست حقيقت آن كلمه كه بو بكر كتانى گفته كه ميان بنده و حق هزار مقام است ار نور و ظلمت ، نه همه نور است ، كه با هر نورى ظلمتى است ، و با هر نشيبى فرازى ، يعنى يكى روح است و آسايش و زندگانى ، يكى ناكامى و رنج و بىمرادى . يكى تجلى يكى استتار ، يكى جمع يكى تفرقت ، و اگر نه آن روح و راحت در بدايت ارادت در پيش بودى ، بنده را با آن بلاها و رنجها طاقت نماندى . پيوسته با آن مينگرد ، و دلش با آن ميگرايد ، و بشاهد آن اين بار محنت ميكشد ، تا آخر كه او را بر گذرانند و مدت تمام شود ، و پوشيده آشكاره گردد ، و در آخرهم با آن شود كه در اول بود . اينست سر آيت كه اللَّه گفت :
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
بر ذوق ارباب معارف و اصحاب حقائق ، و اللَّه اعلم .
يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ
- به زبان علم ستر عورت است در نماز ، و به زبان كشف زينت هر بنده در مقام مشاهدت حضور دلست و لزوم حضرت و
هامش
( 1 ) - يعنى : با او .