از نزديك خدا است ، و گفتهء اوست ، و صفت و علم اوست . معنى ديگر : فلا يضيقن صدرك بابلاغ ما ارسلت به . به اين قول « منه » اين « ها » با انذار شود ، ميگويد : يا محمد ! نگر تا دلت بتنگ نيايد ، و از دشمن نترسى بپيغام رسانيدن ، و ايشان را بيم نمودن ، و اين از بهر آن گفت كه مصطفى ( ص ) در ابتداء وحى از دشمنان ميترسيد و ميگفت :
« اى ربّ انّى اخاف ان يثلغوا رأسى » .
پس رب العزة خبر داد كه وى در امان و زينهار حق است ، و از كيد دشمنان معصوم ، و ذلك فى قوله تعالى :
وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
.
پس گفت :
لِتُنْذِرَ بِهِ
- يعنى : ايمن باش و مترس ، و به قوت دل پيغام برسان ، و ايشان را بيم نماى ، و آگاه كن كه اين قرآن به آن فرو فرستاديم تا تو بوى انذار كنى ، و ايشان را از عذاب ما بترسانى .
وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ
يعنى : مواعظ للمصدقين .
اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ
- اين خطاب با اهل مكه است . ايشان را اتباع دين حق ميفرمايد ، و بر طاعت خدا و رسول ميخواند ، و از مخالفت دين و پرستيدن بتان باز مىزند . ميگويد : دين آنست كه رسول آورد ، و كتاب خدا به آن فرو آمد . بر پى آن رويد ، و بر پى باطل مرويد ، و فرود از اللَّه اين بتان را بخدايى مگيريد ، و ايشان را دوستان و ياران مگيريد و مپسنديد .
قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ
- يعنى : قليلا يا معشر المشركين اتعاظكم ! و قيل :
معناه ، قليلا من يتذكر منكم ! حمزه و كسايى و حفص از عاصم تذكرون بتخفيف ذال خوانند . باقى بتشديد ذال ، مگر ابن عامر كه بياء و تاء خواند : « يتذكّرون » على الغيبة .
وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها
- « كم » دو معنى را گويند : كثرة را و استفهام را ، و اينجا بمعنى كثرت است ، و القرية المدينة سمّيت قرية ، لانها تقرى الناس اى تجمعهم .
اهلكناها اى : اهلكنا اهلها بالعذاب ، يعنى الامم الماضين الذين كذّبوا الرسل . خبر