تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
پس آنكه محرمات و فواحش لختى برشمرد ، و از آن حذر نمود ، و باخلاق پسنديده بر طاعت اللَّه فرمود ، گفت : عقوق پدر و مادر بگذاريد ، و توقير ايشان بر دست گيريد ، و فرزندان را از درويشى مكشيد ، و روزى گمار را در ضمان استوار داريد ، و در نهان و آشكارا گرد خيانت مگرديد ، و آب روى خويش بمبريد « 1 » ، و از خوردن مال يتيم پرهيز كنيد ، و به چشم تكريم و شفقت به دو نگريد ، و در معاملات خلق بر انصاف رويد ، و از مظالم و تبعات دور باشيد ، و پيمانه و ترازو راست داريد ، تا برستاخيز در مقام ترازو نجات يابيد . اينست وصيت خداوند ببندگان . نيوشيد و به كار داريد تا برهيد . اگر كسى گويد : احسان با پدر و مادر در قرآن ثانى توحيد ساختن چه حكمت است ؟ جواب آنست كه آدمى در وجود آمد اول باختراع و ايجاد حق ، و آنچه وى را دربايست بود از خلق و خلق و روزى و غير آن وى را بيافريد ، و آن گه بثانى الحال بتربيت پدر و مادر . پس وجود كمال وى را دو سبب است : سبب اول اختراع حق سبحانه و تعالى ، و سبب دوم تربيت پدر و مادر . پس چون اللَّه وى را بيافريد ، بر خود رحمت نبشت « 2 » از بهر وى ، و بر مقابل آن شكر و نعمت توحيد بر وى واجب كرد . اين برحمت خويش كرد . همچنين چون مادر و پدر سبب وجود وى بودند ، از راه تربيت و رحمت كه اللَّه در دل ايشان نهاد ، شكر آن نعمت تربيت بر ايشان واجب كرد باحسان با ايشان . ازينجا مناسبتى ظاهر گشت ميان رحم و رحمت ، مناسبتى معنوى بعد از مناسبت لفظى ، از اينجاست كه شكر والدين و احسان با ايشان در نظر شرع عظيم است و بزرگ و ثانى توحيد ، تا رب العزة جل جلاله كه ميگويد :
أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ
،
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً
تنبيهى باشد خلق را كه ايشان وجود فرزند را سبب آخراند ، چنان كه اللَّه جل جلاله سبب اول است .
هامش
( 1 ) - ج : مبريد . ( 2 ) - ج : نوشت .