واحدة » . قالوا : من هم يا رسول اللَّه ؟ قال : « ما انا عليه و اصحابى » .
درين خبر اختلاف روايات است و اختلاف الفاظ ، و شرح آن بر سبيل اختصار در سورة آل عمران رفت .
لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ
- اى ليس اليك شيء من امرهم .
إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ
يعنى لم تؤمر يا محمّد ! بقتالهم ، فلما امر بقتالهم نسخ هذا ، و قيل : ليس عليك من جنايتهم ضرر ، انما امرهم الى اللَّه اى يتولى جزاءهم .
ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ
اى يعاقبهم و يجازيهم .
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
فَقُلْ تَعالَوْا
الاية - جليل و جبار ، خداى بزرگوار ، وفادار نيكوكار ، خداوند دادگر ، گشايندهء هر در ، آغاز كنندهء هر سر ، از لطيفى و مهربانى كه كه هست بر بندگان ، و بنده نوازى و كار سازى و خداوندى خود را كه فرا مينمايد بايشان ، درين آيت رهيگان را « 1 » بتوحيد راه مىنمايد ، و بر اخلاق پسنديده ميخواند ، و از فواحش و كبائر باز مىزند ، و آنچه زهر دين ايشان است فرا مىنمايد ، و از آن پرهيز ميفرمايد ، همچون طبيب مهربان كه بسر بيمار شود ، و علت شناسد ، و دارو داند ، گويد :
اين خور كه ترا سازنده است ، آن مخور كه ترا هلاك كننده است . هر چه سازگار بود بدان وصيت كند . هر چه زيان كار بود ، از آن پرهيز فرمايد . رب العزة بسعت رحمت خويش با بنده همين مىكند . از شرك پرهيز مىفرمايد ، كه شرك زهر دين است ، آن زهرى كه ترياق « 2 » مغفرت آن را سود ندارد :
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ
.
شرك دو قسم است : شرك جلى ، و شرك خفى . شرك جلى عبادت اصنام است ، و شرك خفى ملاحظهء خلق به چشم اعظام . آن يكى از بهشت و درجات محروم گرداند ، و اين يكى از روح مناجات .
هامش
( 1 ) - ج : بندگان را .
( 2 ) - ج : ترياك .