تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
و ديگرى را با وى در خدايى انباز كردند ، تا از راه هدى بيفتادند . امروز درماتم بيگانگى و مصيبت جدايى ، و فردا على رؤس الاشهاد فضيحت و رسوايى ، و در سرانجام خشم الهى و عذاب جاودانى .
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
توحيد است .
أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ
تنزيه است «
وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »
تعظيم است . امّا توحيد آنست كه در هفت آسمان و هفت زمين خدا است ، كه يگانه و يكتا است . در ذات بىشبيه ، و در قدر بىنظير ، و در صفات بيهمتا است . تنزيه آنست كه از عيب پاك است ، و از نقصان منزّه و مقدس ، و از آفات برى ، نه محل حوادث ، نه حال گرد ، نه نونعت ، نه تغيّر پذير . پيش از كى قايم ، و پيش از كرد جاعل ، پيش از خلق خالق ، پيش از صنايع قدير . تعظيم آنست كه به قدر از همه بر است ، و بذات و صفات زبر است . علوّ و برترى صفت و حق اوست ، توان بر كمال و دانش تمام نعت عزت اوست . نه در نعت مشابه ، نه در صفت مشارك . نه در ذات بستهء آفات ، نه در صفات مشوب علّات . در صنعهاش حكمت پيدا ، در نشانهاش قدرت پيدا ، در يكتائيش حجّت پيدا . همه عاجزند و او توانا ، همه جاهل‌اند و او دانا ، همه در عددند و او احد ، همه معيوبند و او صمد ، لم يلد و لم يولد ، از ازل تا ابد ، نه فضل او را ردّ ، عزت او پيش وهمها سدّ . «
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ »
نادر يافته شناخته ، ناجسته يافته ، ناديده دوست داشته .
ناديده هر آن كسى كه نام تو شنيد * دل نامزد تو كرد و مهر تو گزيد .
پس از نزول اين آيت كرا رسد كه دعوى علم كيف صفت كند ؟ يا حق را جل جلاله محاط و مدرك داند . او كه دعوى علم كيف كند ، دعوى باطل و مدّعى مبطل است . و او كه وى را عزّ سبحانه مدرك و محاط داند معطل است . احاطت بكيفيّت و كمّيت قدرت چون توان كه آنچه آثار قدرت است از مخلوقات ، اوهام و افهام مادر آن متحير است .
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 455 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )