خدايان ما برد ، و نه ما نام خداى او بريم . سر بسر بيفكنيم ، و از هر دو جانب سخن بد در خدايان نگوئيم . بو طالب ، مصطفى را ( ص ) برخواند ، گفت : يا محمّد ! اين قوم تو و بنو عم تو چنين ميگويند ، و انصاف مىدهند ، تو نيز از ايشان قبول كن ، و مراد ايشان حاصل كن . مصطفى ( ص ) روى با ايشان « 1 » كرد و گفت : اگر من مراد شما بدهم ، شما نيز كلمهاى از من دريغ مداريد ، كه اگر بگوئيد ملك جهان شما را بود ، و عرب و عجم سر بر خط شما نهند . بو جهل گفت : آن چه سخن است كه تو از ما مىدر خواهى ؟ گفت : كلمهء « لا إله الا اللَّه » « 2 » . ايشان چون كلمهء توحيد شنيدند يكبارگى سر وازدند ، و پركنده « 3 » شدند . بو طالب گفت : يا محمد ! اين كلمه ازيشان مخواه ، كه ايشان از آن ترسيدهاند و رميده ، و طاقت گفتن آن ندارند . با ايشان سخنى ديگر گوى ، و كارى ديگر خواه . مصطفى گفت : يا عمّ ! من بر آن نيستم كه هرگز جز از اين كلمه خواهم گفت ، و جز از اين بكارى ديگر سر درخواهم آورد . ايشان سخن درشتتر كردند ، گفتند : لتكفّنّ عن شتم آلهتنا او لنشتمنّك و لنشتمنّ من يأمرك ، فأنزل اللَّه تعالى :
وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
. و عند نزول هذه الاية
قال رسول اللَّه ( ص ) : « لا تسبوا ربّكم » ،
فأمسك المسلمون عند ذلك عن شتم آلهتهم . فرمان آمد كه اى محمّد ! پرستيدگان ايشان را دشنام مدهيد ، كه ايشان خداى ترا دشنام گويند به بى علمى بر دليرى و شوخى . هر سخن كه موذى بود بنزديك عرب آن دشنام است ، هر چند كه در آن تفحش نيست . قراءت يعقوب « عدوّا » بضمّتين و تشديد واو ، و العدو و العدوّ و العدوان و الاعتداء و التعدى و العداء مصادر .
و اين آيت در ابتداء اسلام آمد كه هنوز فرمان بقتال نيامده بود ، و مسلمانان را قوت نبود . پس از آن اسلام قوى شد ، و مسلمانان انبوه شدند ، و آيت قتال آمد ، و اين
هامش
( 1 ) - ج : بايشان .
( 2 ) - نسخهء الف افزوده : « محمد رسول اللَّه » .
( 3 ) - ج : پراكنده .