تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
ساكنان حضرت جبروت و مقدسان ملأ اعلى همى بيك بار آواز برآوردند كه : اى سيّد ثقلين ! و اى مهتر خافقين ! هيچ روى آن دارد كه از آن دبيرستان قدم ، و از آن لوح حقيقت خبرى بازدهى ؟ ! لفظى بگوى كه ما نيز طالبان‌ايم ، سوختهء يك لمحت ، و تشنهء يك شربت . جواب درد آن طالبان و تشنگان از نطق مقدس وى اين بود كه : « لا يطلع عليه ملك مقرب و لا نبى مرسل » . آشيان آشنايى و دبيرستان درد ما جز قبهء قاب قوسين نيست ، و بر تابندهء اين شربت جز حوصلهء درد ما نيست :
ما را ز جهانيان شمارى دگر است * در سر بجز از باده خمارى دگر است !
فرمان آمد كه اى پاكان مملكت ! و اى نقطهاى عصمت ! اى آدم ! و اى نوح ! اى ابراهيم ! و اسحاق و يعقوب ! كه عزّت قرآن بهدايت و نبوّت شما گواهى ميدهد كه :
كُلًّا هَدَيْنا وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ
. اى شما كه ذريهء نوح‌ايد : داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون ، كه جلال قرآن شما را مينوازد كه :
وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
. اى زكريا و يحيى و عيسى و الياس ! كه از آن درگاه بىنهايت خلعت صلاحيت و پيروزى يافتيد كه «
كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ »
. اى اسماعيل ! و اى يسع ! و اى يونس و لوط ! كه بر جهانيان دست شرف برديد به اين توقيع فضل كه بر منشور نبوّت شما زدند كه : «
كلًّا فَضَّلْنا عَلَى الْعالَمِينَ »
. اى پدران و فرزندان ايشان ! آنان كه نام برديم و ايشان كه نبرديم ، چه طمع داريد كه بروز دولت خاتم پيغامبران خواهيد رسيدن ؟ يا غبار نعل مركب او درخواهيد يافتن ؟ ! هيهات ! شش هزار سال اين پيغامبران را پيشى دادند كه شما مركبها برانيد ، و منزلها باز بريد ، كه آن سيّد چون قدم در مملكت نهد ، بيك ميدان شش هزار ساله راه باز برد ، و در پيش افتد ، كه « نحن الآخرون السّابقون » . پس چون مهتر قدم در مملكت نهاد ، و از چهار گوشهء عالم آواز برآمد كه :
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ
، و بيك ميدان منازل و مراحل شش هزار ساله بريد ، پيغامبران بشتاب