ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ
آن گه باز برند ايشان را با خداى
مَوْلاهُمُ الْحَقِّ
آن خداوند ايشان بر راستى و سزاوارى
أَلا
آگاه بيد ( 1 )
لَهُ الْحُكْمُ
وى را است خواست و كار برگزارد
وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ
( 62 ) و اوست سبكبارتر همه دانايان و شمارندگان .
قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ
گوى كيست كه مىرهاند شما را
مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
از تاريكيهاى خشك و آب و درماندگيها در دشتها و كشتيها ؟
تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً
ميخوانيد او را بزارى در آشكارا و در نهان
لَئِنْ أَنْجانا
ميگويند : اگر برهانى ما را
مِنْ هذِهِ
ازين كه در آن افتاديم
لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ
( 63 ) تا باشيم از سپاس داران باشيم .
قُلِ اللَّهُ يُنَجِّيكُمْ مِنْها
گوى اللَّه مىرهاند شما را از آن
وَ مِنْ كُلِّ كَرْبٍ
و از هر تاسايى ( 2 ) و هر اندوهى
ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ
( 64 ) پس آن گه از اسباب با وى انباز مىآريد .
قُلْ هُوَ الْقادِرُ
گوى او توانا است
عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ
بر آنكه بر شما انگيزد
عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ
عذابى از زبر شما
أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ
يا عذابى از زير پايهاى شما
أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً
يا شما را در آميزد و در هم او كند جوك جوك ( 3 )
وَ يُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ
و بچشاند شما را زور و رنج يكديگر
انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ
درنگر چون مىگردانيم سخنان خويش از روى به روى
لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ
( 65 ) تا مگر دريابند .
وَ كَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ
و قوم تو آن را مىدروغ شمارد و ترا نااستوار
وَ هُوَ الْحَقُّ
و آن راست است و درست
قُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ
( 66 ) گوى من
هامش
1 - نسخهء ج : باشيد . متن از الف . 2 - تاسا بمعنى اندوه و ملالت ( برهان قاطع ) نسخهء ج : غمى . 3 - نسخهء ج : جوق جوق .