تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
ابعدكم عن نعت التخصيص و أضلّكم و منعكم عن وصف التقريب و طردكم .
لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ
- بارى ايشان كه ربانيان‌اند و احبار ، در ميان شما اخيار ، بدانش مخصوص‌اند و بدريافت موصوف ، چرا نادانان را باز نزنند ، و بدانش خويش لهيب آتش جهل ايشان به ننشانند . ويل لمن لا يعمل مرّة ، و ويل لمن يعلم و لا يعمل الف مرّات . فائدة - علم آنست و طريق عالم چنان است كه بر زبان نصيحت راند ، و در دل همت دارد ، تا جاهل را از جهل و عاصى را از معصيت باز دارد ، و بيراه را به راه باز آرد . چون اين نباشد ثمرهء علم كجا پيدا آيد ، و شرف علم چون پديد آيد ! و آنجا كه اين معنى نبود لا جرم ربّ العزة هر دو را در ذمّ فراهم كرد ، آن نادان بد كردار و آن داناى خاموش ، آن را گفت :
لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
، و اين را گفت :
لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ
.
وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ
الآية - اگر موحّدان و سنّيان بنادانى يكديگر را روزى غيبت كنند ، يا زبان طعن در يكديگر كشند ، پس از آنكه در راه توحيد راست روند ، و تسليم پيشه كنند ، اميد قوى است كه آن را در گذارند و عفو كنند چنان كه آن پير طريقت گفت : « در توحيد تسليم كوش ، هر چه از عقل فرو رود باك نيست . در خدمت سنت كوش ، هر چه از معاملت فرو شود باك نيست . در زهد فراغت كوش ، اگر گنج قارون در دست تو است باك نيست . از مولى مولى جوى ، از هر كه باز مانى باك نيست » . اما صعب و منكر آنست كه در آفريدگار منزه مقدس سخن گويد بناسزا ، و آنچه مخلوق را عيب شمرند بر خالق بندد ، چنان كه آن بيگانگان گفتند :
يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ
. و در اخبار بيارند كه : روز قيامت قومى را از عاصيان امت احمد بدر دوزخ آرند ، و ايشان را توقف فرمايند . فريشتگان بر ايشان حلقه كنند و ايشان را ملامت كنند ، گويند : اى بيچارگان و اى ناپاكان ! چه ظنّ برديد كه در كار دين سستى كرديد ، و معصيت آورديد ،