باز امّت احمد را تخصيص دادند به قرآن مجيد ، و ايشان را بدان گرامى كردند ، و ربّ العزة بجلال و عزّ خود ، و تشريف و تخفيف ايشان را ، و اظهار عزت كتاب خويش را ، حفظ آن در خود گرفت ، و بايشان بازنگذاشت ، چنان كه گفت :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
، و قال تعالى :
وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ
. لا جرم پانصد سال گذشت تا اين قرآن در زمين ميان خلق است با چندان خصمان دين كه در هر عصرى بودند ، هرگز كس زهرهء آن نداشت ، و قوت نيافت ، و راه نبرد بحرفى از آن بگردانيدن ، يا بوجهى تغيير و تبديل در آن آوردن . نظيرش آنست كه موسى ( ع ) آن گه كه به طور ميشد بميعاد حق ، هارون را بر بنى اسرائيل خليفه كرد ، و ذلك فى قوله :
« اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي »
. چون بازآمد ، موسى ايشان را گوسالهپرست ديد . باز مصطفى ( ص ) در آخر عهد كه ميرفت ، يكى از ياران گفت : يا رسول اللَّه چه باشد كه اگر خليفتى گمارى بر سر اين قوم ، تا دين خدا بر ايشان تازه دارد ، و نظام اين كار نگه دارد . رسول خدا گفت :
« اللَّه خليفتى عليكم »
خليفت من بر شما خداست كه نگهبان و مهربان و يكتاست .
لا جرم بنگر پس از پانصد و اند سال ركن دولت شرع محمدى كه چون عامر است ! و شاخ ناضر ! و عود مثمر ! هر روز كه برآيد دين تابندهتر ، و اسلام قوىتر ، و دينداران برتر .
مصطفى ( ص ) گفت :
« ان اللَّه عزّ و جلّ يبعث لهذه الامّة على رأس كلّ مائة سنة من يجدّد لها دينها »
، و
قال ( ص ) : « يحمل هذا العلم من كلّ خلف عدوّ له ينفون عنه تحريف الغالين ، و انتحال المبطلين ، و تأويل الجاهلين » .
آن گه در آخر آيت گفت :
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ
، و در آيت ديگر گفت :
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
. اما فى الاول فقال :
وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا
، ثمّ قال :
« وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ »
يعنى لم يكن جحدا ، و الجاحد كافر ، دليله قوله :
وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا
، و امّا فى الثانى فقال تعالى :