تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
و هم تعظيم . مدح بسزا ، و تعظيم نيكو ، و تشريف تمام . مدح جلال الوهيّت ، تعظيم كلام احديّت ، تشريف بندگان در راه خدمت . مدح با ذات ميگردد ، و تعظيم با صفات ، تشريف با افعال . جلال خود را خود ستود ، و تعظيم صفات خود خود نهاد . دانست بعلم قديم كه نهاد بشريّت و عجز عبوديت هرگز مبادى جلال الوهيّت در نيابد ، و بشناخت كمال احديّت نرسد ، و عزّت قرآن به اين عجز گواهى ميدهد كه :
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ
، و مصطفى ( ص ) كه سيّد خافقين و جمال ثقلين است چون بر بساط قربت بمقام معاينت رسيد ، گفت : « لا احصى ثناء عليك ، انت كما اثنيت على نفسك » :
ترا كه داند كه ، ترا تو دانى تو * ترا نداند كس ، ترا تو دانى بس .
آبى و خاكى را نبود ، پس بودى را چه زهرهء آن بود كه حديث لم يزل و لا يزال كند ! صفت حدثان بسزاى مدح قدم چون رسد ؟ ! پير طريقت از اينجا گفت : « خدايا نه شناخت ترا توان ، نه ثناء ترا زبان ، نه درياى جلال و كبرياء ترا كران ، پس ترا مدح و ثنا چون توان ! »
إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ
- در تورات راهنمونى هست ، اما راهبران را ، و در تورات روشنايى هست امّا بينندگان را . همانست كه جاى ديگر گفت :
وَ ضِياءً وَ ذِكْراً لِلْمُتَّقِينَ ، الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ
. بارخواهان را بار است و راه جويان را راهست .
يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ
- خوانندگان تورات بسى بودند لكن روشنايى آن بر دل عبد اللَّه سلام و اصحاب وى تافت . سه چيز را كه در ايشان بود خدمت بر سنّت ، معرفت بر مشاهدت ، ثنا در حقيقت ، و بر سر آن همه عنايت ازليّت ، و ديگران را كه اين نبود جز ضلالتشان نيفزود ،
وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً
.
وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّهِ
- تورات را به بنى اسرائيل سپردند ، و حفظ آن بايشان بازگذاشتند ، لا جرم حق آن ضايع كردند ، و در آن تحريف و تبديل آوردند ، چنان كه گفت عزّ جلاله :
يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ
.