عقوبت كند ، و در آخرت جزا دهد ، پس عقوبت ايشان در دنيا جلا و نفى بود از خان و مان بيفكندن « 1 » و آواره كردن ، و عذاب آخرت خود برجاست ،
وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُونَ
- اى و ان كثيرا من اليهود لكافرون .
أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ
- يعنى أ يطلبون فى الزانيين حكما لم يأمرهم اللَّه به ؟ و هم اهل الكتاب ، كما يفعله اهل الجاهليّة ، ميگويد : اين جهودان از تو حكمى ميخواهند در حقّ زانيين كه اللَّه آن نفرموده است ، و ايشان اهل كتاب خدااند ! و كتاب داراناند ، يعنى چرا آن كنند كه اهل جاهليت كنند ، كه كتاب ندارند ، و حكم اهل جاهليت آن بود كه حكم رجم چون بر ضعفاء ايشان واجب گشتى الزام كردندى ، و چون بر اقويا واجب گشتى آن حكم بر ايشان نراندندى ، و شرفى را كه در نسب داشتند يا توانگرى را يا قوتى را كه در ايشان بود رجم بتحميم بدل ميكردند ، روى سياه ميكردند ، و پشت با پشت بر ستور مينشاندند ، و ايشان را بفضيحت ميگردانيدند ، و آن گه آزاد ميكردند . « تبغون » بتا قراءت شامى است ، و معنى آنست كه : تو كه رسولى ، و شما كه مسلمانانيد جهودان طمع ميدارند كه شما حكم جاهليت جوييد از بهر هواء ايشان ، و درين قراءت « تبغون » مخاطبه با مؤمنان است ، امّا عتاب با جهودان است و ذمّ ايشانست ، يعنى : أن تبغوا حكم الجاهلية من اجلهم . باقى بيا خوانند يعنى داور جاهليت خواهند پسنديد اين جهودان ، و آن آن كس بود كه در زمان جاهليت تحميم او نهاده بود . آن گه گفت :
وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
اين لام بمعنى « عند » است ، يعنى عند قوم يوقنون باللّه و بحكمته و هم أمّة محمّد ( ص ) .
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ
- هم مدح است و هم تشريف
هامش
( 1 ) نسخهء الف : بيوكندن .