تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
كريم آراسته و پيراسته گشت . و على هذا قوله ، ( ص ) « بعثت بجوامع الكلم ، و لأتمم مكارم الاخلاق » .
تا نقاب از چهرهء جان مقدّس برگرفت * هر كه صاحب ديده بود آنجا دل از جان در گرفت مهرهء كس را نديد اندر همه درياى مهر * يك صدف بگشاد و درياها همه گوهر گرفت
قوله :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ
- ابتداء اين آيت به زبان اهل طريقت بجمع و تفرقت باز مىگردد -
تُحِبُّونَ اللَّهَ
تفرقت است ،
يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
جمع است .
تُحِبُّونَ اللَّهَ
خدمت شريعتست ،
يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
كرامت حقيقت است ؛ خدمت از بنده بخداى بر شود ، و اليه الاشارة بقوله :
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ
. كرامت از خداى به بنده فرو - آيد ، و هو المشار اليه بقوله :
وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ
. هر چه از بنده شود تفرقت است بفرض معلول ، بپراكندگى موصول . هر چه از خداى آيد جمع است ، پاك باشد بىغرض ، آزاد باشد از هر علت . نظير اين آيت و معناى جمع و تفرقت آنست كه رب العالمين گفت :
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ
-
جاءَ مُوسى
عين تفرقت است و
كَلَّمَهُ رَبُّهُ
حقيقت جمع . تفرقت صفت اهل تكوين است ، و جمع صفت اهل تمكين . موسى ع در مقام تكوين بود . نه‌بينى كه چون خداى با وى سخن گفت از حال به حال گشت ، و تغيّر و تلوّن در وى آمد ؟ ! تا كس در روى وى نتوانست نگرستن ! و مصطفى ( ص ) اهل تمكين بود ، و در عين جمع ؛ لا جرم بوقت رؤيت و مكالمت در حال استقامت و تمكن بماند ، و يك موى بر اندام وى متغير نگشت . ثمرهء روش موسى ع با تفرقت اين بود كه :
وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا
. ثمرهء كشش مصطفى ص در عين جمع اين بود كه : « دنى فتدلى » اى دنا منه الجبّار ربّ العزّة فتدلّى - هكذا فسّره رسول اللَّه .