هر چند بر آتشم نشاند غم تو * غمناك شوم ، گرم نماند غم تو
9 - النوبة الاولى
( 3 / 41 - 35 )
قوله تعالى :
إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ
گفت : زن عمران در دعاء خويش :
رَبِّ
خداوند من !
إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ
من نذر كردم ترا
ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً
اين كه در شكم من است ، آزاد داشته بود ؛ از همه كار اين جهانى .
فَتَقَبَّلْ مِنِّي
فرا - پذير از من .
إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
( 35 ) كه تويى شنوا و دانا .
فَلَمَّا وَضَعَتْها
چون آن فرزند را بنهاد .
قالَتْ رَبِّ !
گفت : خداوند من !
إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى
من اين فرزند كه نهادم ، دختر زادم . . .
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ
و خدا خود داناتر به آنچه زاد و نهاد .
وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى
و پسر نه چون دختر است .
وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ
و من او را نام مريم نهادم .
وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها
و من وى را و او كه از وى زايد ، بزنهار به تو ميسپارم ؛
مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ
( 36 ) از ديو رانده .
فَتَقَبَّلَها رَبُّها
بپذيرفت آن را خداوند آن .
بِقَبُولٍ حَسَنٍ
بپذيرفتنى نيكو .
وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً
و برويانيد و برآورد او را به نبات نيكو . .
وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا
و اللَّه او را بداشتن فرا ذكريا ع سپرد .
كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ
هر گه كه در شدى زكريا بر مريم در محراب .
وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً
بنزديك وى روزى يافتى .
قالَ يا مَرْيَمُ
گفت : اى مريم !
أَنَّى لَكِ هذا
اين ترا از كجاست ؟ -
قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
گفتى : آن از نزديك خداست . -
إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ
( 37 ) خداى روزى ميدهد او را كه خواهد ، بىقياس و بىحساب .
هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ
آن گه بر آنجا زكريا ع خواند خداوند خويش را ،