تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
و قوله تعالى :
الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ
- اهل معانى گفتند : تعلق اين آيت كه
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ
الخ بآيت پيش از دو وجه است : يكى آنكه : ايشان همه مقرّ بودند كه اتّباع اين پيغامبران كه بر شمرديم واجب است ؛ ميگويد : چرا اتّباع محمد ص نميكنيد و ايشان همه يكسانند ؟ آنچه اتّباع اين پيغامبران واجب كرد ، نبوت و رسالت است ؛ و آن در محمد ص موجود است ، پس او را متبع باشيد . وجه ديگر آنست كه : اصطفائيّت اين پيغامبران از آنست كه خداى را فرمان‌بردار شدند تا مستحق محبت او گشتند ، يعنى شما نيز اين طاعت بجاى آريد تا به آن محبت رسيد .

النوبة الثالثة

قوله تعالى :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي
. - اين آيت از روى حقيقت رمزى ديگر دارد و ذوقى ديگر . ميگويد : هر كرا ازين حديث سودايى در سينه مىبود ، بگوى بر پى ما بيرون آى كه كارها همه در قدم ما تعبيه كردند . دل خود را بعقل در مبند كه عقل پاسبانيست ، راهبر نيست ، تا عنان به او دهى ؛ و راه نيست ، تا روى در وى آرى . آنچه طلب كنى از عقل طلب مكن از نبوّت طلب كن . عقل غاشيه كش احكام دين است ، عزت و كبرياء دين در ميزان عقل نگنجد ، و در حيّز جوهر و عرض نيايد . دين ما همان دين است كه صد هزار و بيست و چهار هزار انبياء و رسل را بوده است ، و شهادت عزّت قرآن برين سخن شامل است كه ميگويد :
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً
الاية - مرتبت‌دار دين ما دو چيز است : قال اللَّه و قال رسول اللَّه و گر آنچه مايهء دين اهل بدعت است از جواهر و اعراض و فصول متكلمان و تصرفات عقول ايشان در آفرينش يك بار نيست گردد و متلاشى شود ،