تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
و با كتم عدم رود . يك ذرّه نقصان در آستانهء عزّت دين و سدّهء عظمت سنّت نيايد . تا از رب العزّت به حكم اقبال بأهل سنت اين خطاب مىآيد كه :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
اينجا نه كلام متكلمان در گنجد ، نه فصول متفلسفان ، نه بيان عرض و جوهر ايشان .
طريق الكلام طريق الظلام * و شرّ الظلام ظلام الكلام عليك بمنهاج اهل الحديث * و ناهيك بالمصطفى من امام دع الخبط ، فالدين دين العجوز * عليكم بذاك و دين الغلام
قوله :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي
پيش از وجود عالم و خاك آدم ع بهزاران سال ، ارواح خلائق جمع كرديم ؛ و عهدى بر ارواح انبياء و رسل گرفتيم كه :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي
هر كه خدمت در گاه آن صدر مملكت و نقطهء دولت ميخواهد ، از امروزينه به خدمت او كمر بندد و بچاكرى وى اقرار دهد . اينست كه ربّ العالمين ازيشان حكايت كرد :
« قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا »
- پس همه را بيكبار بكتم عدم برديم ، تا در ميدان قدرت و قضاء ربوبيت يك چند نفسى بر زدند ، پس يك يك را ازيشان سر به اين عالم در داديم - آدم ع آمد و رفت ، ابراهيم ع آمد و رفت ، موسى ع آمد و رفت ، عيسى ع آمد و رفت و على هذا چندين هزاران پيغامبران به خاك فرو - شدند . پس ندا كرديم كه يا محمد ص اكنون ميدان خالى است . و وقت وقت تست . سيد قدم در مملكت بنهاد ، چهارده كنگره از قصر كسرى بيفتاد ؛ و در كعبه سيصد و شصت بت بود ، همه در روى در افتادند . و از چهار گوشهء عالم بانگ برآمد كه :
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ
. گوهر نبوت بر بساط عزّت قرار گرفت ، و سرا پردهء رسالت بر عرصهء زمين زدند ، و اطناب آن از شرق عالم تا غرب عالم برسيد : نقاب از چهرهء جمال برگرفته شد ، جهان از نثار لفظ شيرين پر درّ و جوهر گشت ؛ و از مكارم اخلاق