فرعون را غرقه كردند بر سر آب ، و ملك ازو ستده ، و ايشان را داده . و گفتهاند :
بيّنات آن نه چيز است كه قرآن بدان آمده ، و هى اليد و العصا و الحجر و البحر و الطّوفان و الجراد و القمّل و الصّفادع و الدّم . و اين هر يكى را شرحى است ، بجاى خويش گفته شود ان شاء اللَّه تعالى .
فَعَفَوْنا عَنْ ذلِكَ
- ميگويد : آن همه عفو كرديم از ايشان ، و فرو گذاشتيم .
وَ آتَيْنا مُوسى سُلْطاناً مُبِيناً
- اى حجّة بيّنة ، قوى بها على من ناوأه ، و هى اليد و العصا .
وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثاقِهِمْ
- و بر سر ايشان طور بداشتيم ، و آن آن بود كه ايشان شريعت تورات مىنپذيرفتند ، و از ايشان پيمان گرفته بودند كه هر گه كه كتاب آرند بايشان ، بپذيرند ، و به آن كار كنند . ربّ العزّة جبرئيل را فرمود تا كوه بر سر ايشان بداشت ، تا شريعت تورات قبول كردند و آن پيمان از ايشان واخواستند .
وَ قُلْنا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً
- اين باب حطه است كه در سورة البقرة شرح آن داديم
سُجَّداً
يعنى پشت خم داده ، چون راكع كه بسجود خواهد شد .
وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ
- اى لا تعتدوا باقتناص السّمك فيه . ورش از نافع :
« لا تعدّوا » خوانده ، بفتح عين و تشديد دال ، و اصل آن لا تعتدوا است . « تا » در دال مدغم كردند ، تقارب را ، و حركتش نقل با عين كردند ، تا مفتوح گشت . و قالون و اسماعيل هر دو از نافع : « لا تعدّوا » خوانند به سكون عين و تشديد دال ، و مرادهم لا تعتدوا است ، « تا » در دال مدغم كردند ، لكن حركتش با عين ندادند ، بلكه عين را ساكن بگذاشتند بر اصل خويش ، و بيشترين نحويان اين را روا نميدارند ، ميگويند : ما قبل مدغم چون ساكن باشد جائز نبود ، كه آن گه دو ساكن مجتمع