وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً
- لذنوبهم ،
رَحِيماً
بهم .
قوله :
يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ
- جهوداناند ، كعب اشرف و فنحاص بن عازورا كه از رسول خدا درخواستند تا ايشان را على الخصوص بيرون آز قرآن به زبان عبرى كتابى فرو آرد از آسمان ، بيك بار ، نه پاره پاره و آيت آيت ، هم بر مثال تورات كه بيك بار فرو فرستادند به موسى . ربّ العزّة گفت : يا محمد ازين بزرگتر ، از موسى درخواستند كه :
أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً
. اينجا دو قول گفتهاند : يكى آنست كه : قالوا جهرة : ارنا اللَّه ، بآشكارا و صريح گفتند كه خداى را عزّ و جلّ بما نماى . قول ديگر آنست كه اللَّه را و اما نماى « 1 » ، تا آشكارا وى را بينيم ، و در وى نگريم .
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ
- صاعقه صيحهء سخت است كه بايشان رسيد ، و هم بر جاى بمردند .
گويند : صيحهء جبرئيل بود . همانست كه در سورة البقرة گفت :
فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ
جاى ديگر گفت :
صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ
. و گفتهاند كه : صاعقه آتشى بود كه از ميغ بيفتاد ، و ايشان را بسوخت . همانست كه گفت :
وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصِيبُ بِها مَنْ يَشاءُ
. و در قرآن صعق است بمعنى مرگ ، كه در آن عذاب باشد ، چنان كه گفت :
أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ
.
همانست كه آنجا گفت :
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ
. و صعق است بمعنى مرگ باجل ، كه در آن عذاب نبود . و ذلك فى قوله :
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
. يعنى : فمات من فى السّماوات و من فى الأرض بالآجال عند النّفخة الأولى .
ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ
- پس گوساله را بخدايى گرفتند ، يعنى ايشان كه با هارون بودند پس رفتن موسى بمناجات ،
مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ
- پس آنكه
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : بمانماى . )