كوشكهاى آهنين باشيد ، مرگ بشما رسد . و گفتهاند : اگر همه در برجهاى فلك بيد « 1 » مرگ هم در رسد . و گفتهاند : درين آيت ردّ قدريان است كه گفتند :
كشته نه بوقت خويش مرد ، كه اگر او را نكشتنديد « 2 » تا زمانى بزيستى .
ربّ العزّة درين آيت بيان كرد كه هر كس را روزگارى و اجلى نامزد است ، چون اجل در رسد لا بد روح از جسم مفارقت گيرد ، اگر بقتل باشد يا بموت . و سخن قدريان بسخن كافران و منافقان ماند كه گفتند بعد از وقعت احد :
لَوْ كانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا
. جاى ديگر حكايت كرد از منافق كه گفت :
قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهِيداً
. ربّ العالمين سخن ايشان ردّ كرد ، گفت :
أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ
.
ثمّ قال تعالى :
وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ
. سبب نزول اين آيت آن بود كه : قومى از اعراب يكديگر را گفتند : بيائيد تا به محمد شويم بهجرت : اگر چنانست كه ما را و ستوران ما را زمين وى سازد او راستگويست ، و دين وى راستست ، و اگر نسازد پس نه دين او راستست ، و نه او راستگويست « 3 » . پس چون به مدينه آمدند ايشان را تب گرفت كه مدينه عاهت و و با داشت ، تا پس رسول خدا ( ص ) دعا كرد كه :
« و انقل حمّاها الى الجحفة »
گفت تب آن بر گير ، و بر زمين كافران بر .
ربّ العالمين گفت :
قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
اى محمد ! ايشان را گوى : از محمد چه بينيد ! از تقدير و خواست خداى بينيد ، كه همه از خدا است خير اين جهانى و شرّ اين جهانى ، همه بخواست و تقدير اوست . و هم در شأن ايشان به اين معنى آيت آمد :
يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا
الآية .
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : باشيد .
( 2 ) - نسخهء ج : نكشتند .
( 3 ) - نسخهء ج : پس او راستگوى نيست و نه دين او راست است .