لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذىً
- اى الّا ضررا يسيرا باللّسان مثل الوعيد و البهت .
وَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ
- منهزمين .
ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ
. ربّ العالمين اين وعدهء نصرت كه مؤمنان را داد راست كرد تا هرگز جهودان مدينه با رسول خدا و با مسلمانان جنگ نكردند كه نه هزيمت و شكستگى بر ايشان بود . و روا باشد كه اين آيت بر عموم برانند ، يعنى هر چه از كافران بمؤمنان رسد از ناسزا گفتن و جنگ كردن ، آن رنجى بود عارض ، نه پاينده ، كه عاقبت بهر حال مؤمنان را باشد . چنان كه گفت :
وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
و
وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى .
قوله تعالى :
ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ
- گفتهاند كه : اين مخصوص است در جهودان بنى قريظه كه خوارى و بيچارگى و فروتنى بر ايشان زدند ، چنان كه مهر بر دينار زنند . و روا باشد كه اين خبر بمعنى امر بود ، يعنى كه جهودان را هميشه خوار داريد ، و بخوارى از ايشان جزيت ستانيد ، چنان كه جاى ديگر گفت :
حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ
. اگر كسى گويد كه چونست كه اين مذلت و مسكنت بر ايشان زدند ، و بسيار افتد از ايشان كه با مال و جاه باشند ؟ جواب آنست كه اعتبار به آحاد اشخاص نيست كه اعتبار بعموم است ، و اعتبار باعراض دنيوى و مال و جاه نيست كه اعتبار باحوال شرعى است ، و بعزّ و ذلّ دينى ، آن عزّت كه اللَّه گفت :
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ
.
اگر در بعضى جهودان و ترسايان عزّى دنيوى بود مآل و مرجع آن با ذلّ است ، پس حقيقت آن ذلّ است نه عزّ . همچنين مسكنت نه همانست كه بىمال بود ، بلكه حقيقت مسكنت حرص است و فقر نفس و فقر دين .
قال النّبي ( ص ) : « الغنى غنى النّفس » .
حكيمى را گفتند كه : فلان كس توانگر است . آن حكيم جواب داد كه : وى توانگر نيست كثير المال است ، توانگرى ديگر بود و فراوانى مال ديگر ، و به يقول الشاعر :