كه : توّاب و غفور بمعنى ، هر دو متقارباند ، امّا « توّاب » خاصّتر است و غفور عامتر و تمامتر ، و گناه آن جهودان صعبتر بود و عظيمتر كه هم ضلال خودشان بود و هم اضلال ديگران . پس اسم اخصّ به آن اولىتر بود . و گناه اين مرتدّ كمتر بود كه اضلال با وى نبود . پس نام غفور اينجا لائقتر و موافقتر . و در خبر است كه مصطفى ( ص ) چون آمرزش خواستى اين هر دو نام : هم « توّاب » و هم « غفور » فراهم گرفتى . ابن عمر گفت : ميشمردم كه اندر يك مجلس سيّد ( ص ) صد بار گفتى : رب اغفر لى و تب على انك انت التواب الغفور .
قوله تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ
- اين آيت در شأن اصحاب حارث بن سويد آمد كه با حارث مرتدّ گشته بودند . پس كه حارث باسلام باز آمد و توبت كرد ، خبر اسلام حارث بايشان رسيد ، گفتند : ما نيز در مكه مىباشيم و چشم بر روز محمد ( ص ) نهيم ، و بد افتاد جهان در حقّ وى . و ذلك فى قوله عزّ و جلّ :
نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ
، و هر گه كه خواهيم باز گرديم كه توبت ما بپذيرند ، چنان كه توبت حارث پذيرفتند . فانزل اللَّه تعالى هذه الآية .
بعضى مفسّران گفتند : اين آيت منسوخ است كه ربّ العالمين وعده داده است كه توبهء هر تائبى بپذيرند ، تا آن گه كه آفتاب از مغرب آيد ، و ذلك فى
قول النّبي ( ص ) : ان بالمغرب بابا فتحه اللَّه عز و جل للتوبة يوم خلق السماوات و الارض ، فلا يغلق حتى تطلع الشمس من مغربها
و قومى گفتند : آيت منسوخ نيست ، و معنى آيت آنست كه :
لن تقبل توبتهم فى حال ضلالتهم . برين قول واو
وَ أُولئِكَ
واو حال است . ميگويد :
توبت ايشان در آن حال كه گمراه باشند نپذيرند ، كه توبت و ضلالت ضدّ يكديگرند ، بهم جمع نيايند . و گفتهاند :
لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ
يعنى عند الموت و المعاينة ، نحو قوله تعالى :
وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ
. . . الآية .
قوله تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْءُ الْأَرْضِ