حكم است . امّا كودك و ديوانه را ردّت ايشان درست نباشد ،
لقوله عليه السّلام : رفع القلم عن ثلاثة ، عن الصّبى حتّى يبلغ ، و عن النّائم حتّى يستيقظ ، و عن المجنون حتّى يفيق »
و مكره را همچنين لقوله تعالى :
إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ
.
و مست را دو طريق است چنان كه در طلاق است . و قتل مرتدّ حقّ خدا است ، و سياست شرعى جز امام اعظم را نرسد كه اين سياست كند ، اگر آزاد باشد آن مرتدّ يابنده .
و شافعى را دو قول است كه پيش از قتل از مرتدّ توبت خواهند يا نه ؟ و درست آنست كه از وى توبت خواهند . اگر در آن ساعت توبت كند ، و الّا بكشند . و مال وى بعد از قضاء ديون و حقوق مسلمانان فىء باشد بدرستترين اقوال ، و فرزندان وى را حكم بردگان و جزيت داران نيست . امّا چون بالغ شوند احكام و شرائط اسلام از ايشان در خواهند ، اگر به آن درست آيند ، و الّا ايشان را بكشند . و اگر دو مرد مسلمان بر ردّت كسى گواهى دهند و وى انكار كند ، مجرّد انكار وى در حق وى اسلام نيست تا وى را تلقين شهادت نكنند و نگويد : « لا إله الّا اللَّه و محمّد رسول اللَّه » . و اگر طائفهاى كه ايشان را شوكت و منعت باشد مرتدّ شوند بر امام اعظم واجب است كه بجنگ ايشان شود ، يا ايشان را باسلام باز آرد يا از زمين بردارد .
قوله :
كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ
- بعضى مفسّران گفتند :
اين در شأن جهودان آمد كه پيش از مبعث مصطفى ( ص ) بوى ايمان آورده بودند ، و بعد مبعث بوى كافر شدند
« وَ شَهِدُوا »
اى و بعد ان شهدوا انّ محمدا حقّ .
وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ
- ما بيّن فى التّوراة من نعته و صفته .
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
- همان است كه جاى ديگر گفت :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً
. اگر كسى گويد چونست كه ربّ العالمين اينجا هدايت از كافر نفى كرد ، و جاى ديگر گفت
وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ
؟ جواب آنست كه هدايت بر سه ضرب است : يكى عقل