چنانك گفت :
وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ
. و مهينه آنست كه كفر و شرك آرد چنان كه گفت :
أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً
. جاى ديگر گفت :
وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ
، و اينجا گفت :
فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
كافرانند ، كه هر كه از عهد و پيمان خدا بيرون آيد ، و به محمد ( ص ) ايمان نيارد كافر بود لا محالة .
قوله تعالى :
أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ
. . . الآية بيا قراءة بصرى و حفص است ، باقى بتا خوانند . اگر بتا خوانى خطاب با انبياء است و با جهودان ، و اگر بيا خوانى خطاب با جهودان است . ميگويد : اين جهودان بجز دين خداى دينى ميجويند ، و دين خدا آن دين اسلام است كه اللَّه بپسنديد و بندگان را به آن خواند :
وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
و
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ
هر دو اشارت به آنست ، و دين پاك و كيش درست پسنديده بنزديك اللَّه آنست .
وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً
- اسلام اينجا گفتهاند كه استسلام است و اعتقاد دل ، و اقرار زبان ، و التزام احكام . و اقوال مفسّران درين آيت مختلف است : اوّل آنست كه روايت كردهاند از
مصطفى ( ص ) قال : الملائكة اطاعوه فى السّماء ، و الانصار و عبد القيس فى الارض .
و
روى انّه قال : لا تسبّوا اصحابى فانّ اصحابى اسلموا من خوف اللَّه ، و اسلم النّاس من خوف السّيوف .
و گفتهاند اهل آسمان فرمان - برداران و منقادانند بطوع ، و اهل زمين بكره ، يعنى كه علم آسمانيان بوحدانيّت اللَّه ضرورى است نه استدلالى ، و علم اهل زمين استدلالى است نه ضرورى ، فانّ الحجّة اكرهتم و الجأتهم على ذلك . و اين كره نه كره مذموم است بلكه پسنديده است ، و بنده را در آن ثواب . و گفتهاند : اسلم المؤمنون له طوعا ، و الكافرون كرها اذ لم يقدروا على ان يمتنعوا عليه ممّا يريده بهم ، و يقضيه عليهم ، مؤمنان تن در دادند بطوع و كافران بكره . يعنى كه ارادت و قضاء اللَّه بر كافران روان است ، نتوانند كه از آن بگريزند ، نه قدرت آن كه دفع كنند . قتاده گفت : اسلم المؤمنون له طوعا فى حال