صنعنا ما امر اللَّه عزّ و جل .
وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ
- اين - هاء - كنايت نماز است خصها بالذكر لانها الاغلب و الافضل و الاعم . ميگويد - اين نماز شغلى بزرگ است و كارى گران .
إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ
اى الخائفين المؤمنين حقا ، مگر بر ترسندگان و مؤمنان براستى و درستى . خشوع بيمى است با هشيارى و استكانت ، خاطر را از حرمت پر كند و اخلاق را تهذيب كند ، و اطراف را ادب كند ، و خشوع هم در علانيت است و هم در سرّ ، در علانيت ايثار تحمل است و در سر تعظيم و شرم .
الَّذِينَ يَظُنُّونَ
- ظنّ را دو معنى است - هم يقين و هم شك و ، در قرآن جايها ظن است بمعنى يقين و ذلك فى قوله تعالى
إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ
وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ
إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ
و ظن بمعنى - شك - آنست كه گفت
إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَ ما نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ
و عرب كه يقين را ظن گويد از بهر آن گويد كه اول دانش پنداره بود تا آن گه كه بى گمان شود . معنى آيت آنست كه نماز بارى گرانست بر آن كس كه برستاخيز ايمان ندارد و بديدار اللَّه اميد ندارد و از رسيدن بر اللَّه بيم نبود ، اما قومى كه برستاخيز و ثواب و عقاب و بديدار اللَّه ايمان دارند طاعت و عبادت بريشان گران نيايد ، كه گوش به ثواب آن ميدارند و بديدار حق اميد ميدارند و از رسيدن بر اللَّه ببيم ميباشند ، و بحقيقت بدان كه روز رستاخيز آن آشناى خوانده بر اللَّه رسد و آن بيگانهء رانده هم بر اللَّه رسد ، و بهر دو حديث صحيح است :
امّا بيگانه را مصطفى ع گفت بروايت ابو هريره و بو سعيد -
يؤتى بالرجل يوم القيمة فيقول اللَّه الم اجعل لك مالا و ولدا ، و سخّرت لك الانعام و الخيل و الإبل ، و اذرك ترأس و تربع ؟ قال فيقول - بلى يا رب - قال - هل ظننت انك ملاقىّ ؟ - فيقول - لا - فيقول - اليوم انساك كما نسيتنى »
- اين خطاب هيبت است كه اللَّه تعالى با شقى بصفت هيبت سخن گويد و شقى كلام حق بهيبت شنود و حق را بصفت غضب بيند ، و يك ديدار حق بصفت غضب صعبتر است از هزار ساله عقوبت به آتش دوزخ ، نعوذ باللّه من غضب اللَّه و سخطه .
امّا بندهء مؤمن اللَّه را بصفت رضا بيند ، و سخن اللَّه بلطف و رحمت شنود ، ابن عمر گفت