آنان به تصويب مىرسانند و با تصويب أحكام شرعى آنان مخالفت مى كنند آيا به آنان رأى مىدادند ؟ مسلما نه .
ميخلز مىگويد : « رأىدهنده همراه رأى خود ، حاكميت و حقوق سياسى خود را داخل صندوق مىاندازد ، و نمايندگى چيزى جز قبولاندن اراده خود به منزله اراده جمع نيست ، بر اين مبنا منتخبان نمايندگان واقعى رأىدهندگان نيستند و در حقيقت رژيم نمايندگى يك توهم حقوقى بيش نيست ، و اساسا در و طرف قراردادى وجود ندارد كه بتوان صحبت از يك قرارداد اجتماعى با مبناى حقوقى به ميان آورد . »
سوما : به طور مشكلاتى كه در مشروعيت اين وكالتها و نيابت ها وجود دارد كه ارزش عقلانى يا عقلايى آنها را زير سوال مىبرد ، چند چيز است :
الف ) مورد وكالت ( اذن ) تا حدود زيادى در تفاصيل خود براى طرفين خصوصا براى توكيلكنندگان كه غالبا در مسايل سياسى و اقتصادى و ادارى آگاهى ضعيفى دارند ، مجهول است و لذا چنين توكيلى ارزش ندارد .
ب ) راطه وكيلان با موكلين آنان فقط در موقع رأى دادن و ايام كانديدا شدن است كه وكيلان به دروغ و مبالغه به وسيله تبليغات و مصارف پول ، مشغول فريب دادن موكلين خود هستند ، و سپس وكيلان به نظر خود :
توضيح المسايل سياسى (فارسى) — صفحة 254
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٥٤