الحاقى چهارم : دموكراسى و حكومت مردم بر مردم
واقعيت اين است كه ريشه مشكلتراشىهاى جمعى از فرهنگيان و فرهيختگان در كشورهاى اسلامى - با قطع نظر از حكومت يا بعضى از دورههاى خلافت عثمانى در تريكه و جنگهاى داخلى چند حزب جهادى در كشور ما و نظاير آنها - و تشكيك آنان در مقبوليت حكومت اسلامى نه در دلايل عقلى و نه در عدم صراحت نصوص دينى است ، بلكه در تبليغات غربىها در لزوم جدايى دين از دولت است .
اگر يك حكومت دينى صددرصد بر اساس آراى مردم تشكيل شود باز هم مورد پسند غربيها نخواهد بود . دهها ايراد و بهانه بر آن مىگيرند و حكومت انتخابى و دموكراسى وقتى مورد قبول غربيها واقع مىشود كه اولا از دين جدا باشد و ثانيا مخالف منافع آنان نباشد .
معناى دموكراسى اگر فرضا درست باشد غير از آزادىهاى بىبندو بار فردى و غير از عدالت اجتماعى است . معناى دموكراسى حاكميت ملى