بلى ليبراليسم و سكولاريسم به تمام معنا اومانيسم و اصالت انسان است و اينكه انسان به جاى حكومت و دين الهى سرنوشت خود را تعيين مىكند .
اومانيسم ( اصالت انسان ) به اصالتهاى دينى دو نظر داشت :
1 بدين را بدون حقايق و أحكام وحيانى مىپذيرفت و خدا را موجود ماوراى طبيعى مىدانست كه جهان را آفريده و آن را به حال خود گذاشته و هيچگونه تدبيرى در مورد آن ندارد و اين انسان است كه سرنوشت خود را تدبير مىكند .
2 - انكار خداوند و طرفدارى بىدينى ( آتيئسم ) .
اين دو نظر در قرن هجدهم از پديدههاى علمى به وجود آمد كه دانشمندان طبيعى در غرب در حوزه طبيعتشناسى مست و مغرور شده بودند . درحالىكه قانون عليت وجود خداوند را به طور قطعى به اثبات رسانيده و تصادف را باطل مىدانست .
بههرحال ليبراليسم اولا موجب تقويت غرايز مىشود نه خرد كه محسوس است .
ثانيا خرد ما محدود است و نه كامل و مثل عموميت ايدز و ساير امراض مسرى و مهلك و جنگهاى بين المللى و منطقهاى كه ميليونها نفر كشته و معيوب شدهاند بر صحت هردو ايراد ما شاهد صادق آن است .
توضيح المسايل سياسى (فارسى) — صفحة 251
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٥١