نقد دموكراسى
اولا : تعريف دموكراسى به حكومت مردم بر مردم و يا حاكميت مردم ، يك تعريف گمراهكننده و حتى غير ممكن است .
تعريف واقعى دموكراسى ، حكومت جمع قليل و اندكى بر همه مردم يك كشور به وسيله آرايى از مردم است كه بين 51 تا نود و نه در نوسان است ، و غالبا از 70 يا 75 درصد بالا نمىرود .
اگر اين آرا به نود درصد برسد حكومت اكثريت ، مقبول عرفى است و اگر اين آرا به 75 درصد مثلا برسد ، حكومت اكثريت غير مقبول است . و اگر به 60 و 55 درصد برسد ، تقريبا حكومت نصف بر نصف ديگر است و هيچگونه دليل عقلانى بر آن دلالت ندارد . اگر بگويند عقلا چارهاى جز پذيرفتن اين راه در سه مورد اخير ندارند چون راه ديگرى به نظر نمىرسيد .
مىگوييم فرضا راه ديگرى هم نباشد . ولى نبايد نام آن را حكومت مردم بر مردم گذاشت و بايد اقرار كنند كه قبول اينگونه حكومتها از باب ناچارى و اضطرار است ( يعنى دموكراسى ناممكن است ) .
دوما : رأيى كه به حكومتكنندگان - چه در بعد اجرايى و چه در بعد تقنينى - داده مىشود تا چه اندازه ارزش عقلانى دارد ؟ و چگونه حكمرانى و تسلط جمع قليلى را بر سرنوشت مورد وكالت ملتها عملا و قانونا مشروعيت مىبخشند تا اين حكومت به اكثريت نسبت صحيح داده شود ؟