كرد ، و پردهء اندوههاى آن را از دلها به كنار برد و سايهء غمهايش را از ديدگان بسترد ، و به رهنمايى مردم برخاست و آنان را از نادانى نجات داد و بپيراست و از كورى بينا و به هدايت با اين دين پايدار آشنا كرد و به راه راستشان دعوت و ندا كرد ، » « 9 » و آن بانو ( عليها السّلام ) گفت : « و شما بر لبهء پرتگاهى از آتش بوديد ، دوشابى براى نوشنده و شكار و فرصت طمعكار ، و غنيمت و صيد شتابكار ، و قدمگاه گامها ، آب آبگيرها را مىنوشيديد و موش را قوت و غذاى خود مىكرديد ، خوار و ذليل بوديد و مىترسيديد كه مردم پيرامونتان شما را بربايند . » « 10 » اينجا سؤالى پيش مىآيد : چرا پيامبر امّى خوانده شده ، و قرآن گفته است «
رَسُولًا مِنْهُمْ
- پيامبرى از ايشان ، » نعمتى كه در امّى بودن پيامبر است كدام است ؟ ماوردى گويد : پاسخ سه گونه است : يكى از آن سه پاسخ اين است :
مطابق درآمدن با بشارت پيامبران كه پيشاپيش چنين مژده داده بودند ، دوم : براى همگون بودن حال او به احوال افراد جامعه كه نزديكتر / 374 به موافقت آنان است ، سوم :
براى آن كه اين گمان بد را رفع كند كه آنچه را بدان دعوت مىكند از كتابهايى كه خوانده و حكمتهايى كه تلاوت كرده ، آموخته است . « 11 » در حالى كه پاسخ بهتر همان است كه در حديثى شريف از امام باقر ( عليه السّلام ) منقول است كه خواهد آمد .
در آنجا شبههاى است ، و پارهاى كوشيدهاند كه از گفتهء خدا دربارهء پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) تخليطى كنند ، آنجا كه گويد : « منهم - از ايشان ( يعنى از امّييّن ) » و بيسوادى و جهل را به پيامبر اكرم نسبت دادهاند ، امّا ائمهء هدى به نوبهء خود سعى كردهاند كه آن را به صورتى منطقى رد كنند . به امام باقر ( ع ) گفتند : مردم ادّعا مىكنند كه پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) نوشتن و خواندن نمىدانست . گفت : « دروغ گفتند ، خدا لعنتشان كند . چه جاى اين سخن است در
هامش
( 9 ) - الاحتجاج ، ج 1 ، ص 99 .
( 10 ) - الاحتجاج ، ج 1 ، ص 100 .
( 11 ) - القرطبى ، ج 18 ، ص 92 .