تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
را با سرب به هم پيوسته باشند . » پس وحدت آنان پيداست هم چنان ديوارى كه اجزايش به يكديگر پيوسته است ، و اين وحدت و يگانگى حقيقى است زيرا در واقع نيز استوار است و نظير هر بناى معمولى ديگر نيست بلكه ديوار و بنايى است كه اجزايش به استوارى بهم پيوسته و يكديگر را گرفته‌اند . و در تفسير اين تعبير گفته‌اند : مانند بنايى كه بتمامى با سرب ساخته و ريخته شده باشد . اين آيه بدان معنى نيست كه هيچ اختلافى ميان مؤمنان وجود ندارد ، زيرا وجود اختلاف طبيعى است ، اما اختلاف تبديل به نبرد و مبارزه ميان آنان نمىشود ، سپس اين اختلاف نيز به هنگام نبرد ( مشترك اينان بر ضد دشمن ) از ميان مىرود و نابود مىشود و آنان را مىبينى كه همه در بوتهء وحدت و يگانگى ذوب مىشوند تا كوششها و طايفه‌ها و جمعيتها همه و همه امّتى يگانه و يكپارچه‌اى شوند كه دشمنان رخنه و نقطهء ضعفى نيابند كه از آن نفوذ كنند . آگاهى مؤمنان بر دامنهء تأثير عامل وحدت و گردآوردن يك جاى كوششها در ترجيح كفّهء ترازوى پيكار به سود حق آنان را ترغيب مىكند كه در جنگ صفى يگانه و يكپارچه تشكيل دهند ، و هيچ چيزى چنان كه قرآن و امامى كه بدان عمل مىكند ، در صورتى كه مؤمنان بدين دو سر بسپارند و فرمان برند ، آنان را متحد و يگانه مىسازد ، نمىتواند مردم را يگانه كند . و سياق آيات آينده دربارهء سه تن از بزرگترين پيامبران خدا ( عليهم السلام ) اين چنين با ما سخن مىگويد . [ 5 ] بيگمان شرط پيروزى آن است كه جنگ به صورت صفى يگانه باشد ، و شرط داشتن صفى يگانه آن است كه جنگ زير درفش رهبرى و فرماندهى مكتبى صورت گيرد ، و البته بايد رهبرى هنگامى كه اجتماع بدان سر مىسپارد از اعتبار عملى برخوردار باشد ، از اين رو بزرگترين گزند و آزارى كه متوجّه رهبرى مىشود نافرمانى از آن است ، و اين همان چيزى است كه به پيامبر خدا ، موسى ( عليه السلام ) از قوم او رسيد . آنها مىدانستند كه او صاحب ولايت شرعى از جانب خداى سبحان است و فرمانبردارى از او بر آنها واجب شده است . / 344 «
وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 377 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي