مؤمن باقى مىماند اين است كه با نفس خود به مجاهده و مبارزه پردازد تا آن را از تمام صفات نفاق پاك سازد ، و تناقض ميان گفتار و كردار ، ميان شعار و واقعيّت رفتار ، از بدترين ورطههايى است كه مؤمن بدان گرفتار مىشود ، زيرا اين امر شخصيّت او را در اجتماع و اعتماد ديگران را به نسبت به او و حتى اعتماد به نفس او را ضعيف مىسازد ، و از اين رو خداوند مؤمنان را از آن بر حذر مىدارد و گويد :
«
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ
- اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! چرا سخنانى مىگوييد كه به كارشان نمىبنديد ؟ » اين پس از واقعهء بدر بود كه پيامبر ( ص ) شهادت دوستى را در وجود آنان كه پيرامونش بودند بژرفى جاى داد / 341 و مناقب شهيدان و منازل آنان را در بهشت باز نمود ، پس پارهاى از مسلمانان آرزوى شهادت كردند - كسانى كه جز آرزو كردن چيزى را نيك بجاى نمىآورند - و گفتند : اى كاش خداوند پيكارى را فرا راه ما دارد و آماده سازد تا تمام همّت خود را در آن به كار بريم و بكوشيم و جان و مال خود را در راه خدا ببازيم ، و به مراتب و درجات مجاهدان و شهيدان نايل شويم . چيزى نگذشت كه واقعهء احُد پيش آمد ، ولى آنان بدانچه گفته بودند وفا نكردند ، بلكه گريختند و پيامبر را در ميدان تنها گذاشتند ، در همان حين اين آيات كريم نازل شد .
شايد ما از آيهء بعد اين نكته را دريابيم كه رسيدن انسان به درجهء يگانگى ميان گفتار و كردار از بالاترين درجات ايمان و از دشوارترين كارهاست ، و اين امر به كوششى مداوم و پيگير نياز دارد . جهادى كه آيات بعد از آن سخن مىگويند و ما را بدان ترغيب مىكنند از بارزترين مصداقهاى اين كوشش است ، بويژه آن كه زير درفش وحدت باشد .
[ 3 ] و چه قدر گناه بد و بزرگى در پيشگاه خداوند است كه مؤمن سخنى بگويد كه بدان عمل نمىكند . بلى ، اگر چنين سخنى از منافق و دور و سر زند اين از طبيعت و سرشت اوست ، امّا اگر كسى مدّعى ايمان باشد و سپس به صفات نفاق ملبّس شود بيگمان خود را در معرض خشم شديد خدا قرار خواهد داد .