تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
به شوهران و خويشاوندان سر فرود نمىآورند ، زيرا واجب است كه در ولاء و دوستدارى و فرمانبردارى تنها از رهبرى رسالتى خالص و ناب باشند ، و اين اصل ولاء و دوستدارى است كه همان تجلّى حقيقى توحيد و يكتاپرستى در زندگى فرد است ، و شايد اين بينش ما را به ضرورت مشاركت زن در زمينهء سياسى با انگيزهء تكليف واجب او در بر پا داشتن حكم خداوند ، و مبارزه با نيروهاى شرك و گمراهى رهنمايى مىكند و مىفهماند كه بر زن واجب است ولىّ شرعى خود را به ارادهء محض و آزادى كامل خود انتخاب كند . «
وَ لا يَسْرِقْنَ
- و دزدى نكنند . » از شوهرانشان يا از ابناى اجتماعشان ، «
وَ لا يَزْنِينَ
- و زنا نكنند . » شايد اين دو شرط بويژه متوجّه زنان مهاجرى است كه شوهران خود را رها كرده‌اند ، زيرا آن زنانى كسى نداشتند كه نفقهء آنان را بدهد و اين نيازمندى آنان را به دزدى فرا مىخواند ، يا خواهش جنسى آنان را به زنا ناگزير مىساخت ، در حالى كه آيه به لفظ مطلق خود شامل هر زن مسلمانى مىشود . «
وَ لا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ
- و فرزندان خود را نكشند . » نه از لحاظ معنى و نه از لحاظ مادّى ، و شايد سقط جنين از مصاديق و انواع قتل باشد كه اين آيه كريم بدان توجّه دارد . «
وَ لا يَأْتِينَ بِبُهْتانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ
- و هر كس بهتان بدانچه ميان دستها و پاهاى خود دارند نبندند ( - و فرزندى را كه از آن شوهرشان نيست به دروغ به او نسبت ندهند ) » اين دو مورد مستقيماً به موضوع زنا مربوط مىشود ، زيرا زن زناكارى كه به ورطهء باردارى مىافتد دو راه در برابر خود مىيابد : يا با كشتن فرزندى كه در شكم دارد خود را از ننگ رهايى بخشد يا به مردى بهتان زند كه به زور به وى تجاوز كرده ، و شايد اين صفات ( دزدى ، زنا و بهتان زدن به مردان ) از / 328 خصوصياتى بوده كه زن دوران جاهلى بدان شناخته شده ، هم چنان كه اين صفات و بويژه بهتان زدن