متعهّد شوند ، آن وقت رهبرى بيعت آنان را مىپذيرد و بيعت مىكنند .
/ 329 «
فَبايِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
- پس با آنها بيعت كن و بر ايشان از خدا آمرزش بخواه كه خدا آمرزنده و مهربان است . » طلب آمرزش پيامبر براى آنها در مورد خطاهاى پيشين و جانبى آنهاست كه بدان گرفتار شده بودند ، و اين آيه به هجرت معنايى حقيقى مىدهد كه تنها انتقال از يك اجتماع به اجتماعى ديگر و صالح ، يا گسيختگى مادّى و جسمانى از اجتماع گمراه نيست بلكه براستى ، همانا پاك شدن از رفتارهاى منحرفى است كه بر اجتماع گمراه سايه افكن بوده ، همچون دزدى و زنا و بهتان و . . . و . . . كه آيه به ذكر مهمترين آنها پرداخته است .
[ 13 ] و در پايان اين سوره ، پروردگار ما امر خود را دربارهء قطع رابطه و دوستى با دشمنان خدا تأكيد مىكند و مىگويد :
«
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ
- اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، با مردمى كه خدا بر آنها خشم گرفته است دوستى مكنيد ، اينان از آخرت نوميد شدهاند ، هم چنان كه آن كافرانى كه در گورند از آخرت نوميدند . » براستى محور انسان مؤمن همان خشنودى خداى عزّ و جلّ است ، پس او دوستدارى خود را جز نزد شايستگان آن نمىنهد ( و به دل ديگرى نمىسپارد ) امّا كسانى از ستمكاران و گمراهان كه با كارهاى خود خدا را خشمگين مىكنند ، خداوند از آنها بيزار است . گفتههاى مفسّران در بيان هويّت كسانى كه مشمول « غضب اللَّه عليهم - خشم خدا بر آنان » شدهاند متفاوت است . بيشتر مفسّران بر آناند كه بيقين مراد از آن يهوديانند ، به دليل گفتهء خداى تعالى «
غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ
« 28 » - نه خشم گرفتگان بر آنها و نه گمراهان » و آنچه در تفسير و تأويل اين آيه در اخبار آمده است ، و آنچه پيداست اين است كه
هامش
( 28 ) - الفاتحة / 7 .