/ 314
با مردمى كه خدا بر آنها خشم گرفته است دوستى مكنيد
رهنمودهايى از آيات :
در اين درس آيات كريم برنامهاى درست براى رابطه ميان مؤمنان و كافران ترسيم مىكند ، خداوند پيش از اين بر ضرورت قطع رابطه و تأسى به خليل و دوستدار خود ، ابراهيم ( عليه السّلام ) تأكيد كرد ، زيرا اين امور اصل و اساس كار است ، در اينجا سياق آيات به بررسى موضوع در پارهاى از شاخههاى ديگر آن مىپردازد .
پس از آن كه به مؤمنانى كه در برابر ميل گراينده به دوستى و دوستدارى كافران ايستادگى كردند و در برابر فشارهايى كه از طرف آنان وارد مىشد شكيبايى نمودند ، اميد مىبخشد آنان را به سرانجامى نيكو اميدوار مىسازد كه سرسختى و عناد كافران بر صخرهء پايدارى مؤمنان مىشكند و آنان شكست مىخورند ، و در آنجاست كه به مؤمنان اجازه مىدهد روابطى عادى با ايشان بهم رسانند امّا آنان را از هر نوع دوستى با كافرانى كه جنگ كردهاند نهى مىكند ، خواه كافرانى كه مستقيما به جنگ پرداختهاند يا ديگران كه به جنگندگان با حق و اهل حق يارى دادهاند ، و هر كس را كه با آنها دوستى ورزد ستمگر مىداند . در دو آيه ( هشتم و نهم ) دليلى است روشن بر / 315 حرمت نيكوكارى و عدالت ورزى نسبت به كافران حربى . و در جنب اين جداسازى و تمايز بين دو دسته ( كافرانى كه با مؤمنان جنگ كردند و كافرانى كه جنگ نكردند و با مسالمت رفتار نمودند ) اسلام در زمينهء اجتماعى و خانوادگى موضعى واحد نسبت به آن هر دو دسته مىگيرد ، و بخصوص در مورد هجرت زنان مؤمن به ( اسلام و اجتماع مؤمن ، زيرا ولايت شوهر را