نو پديدآوريهاى تازه كه زان پيش نبوده ، آن كه نزاده است تا در عزّت و تسلّط با كسى مشارك باشد و زاده نشده تا ميراث خوار موجودى هالك شود ، اوهام و پندارها را بر او دسترس نيست و جز نمايهء شبحى در وهم كس ، ديدگان او را در نيابد چه دورى فاصلهء ادراكها از درك او حايل است و مانع ، آن كه در نخستينى او پايان و نهايتى نيست و در آخرينى او حدّى و غايتى ، آن كه وقت را بر او پيشى و زمان را به عمر از او بيشى نباشد ، فزونى و كاستى را در او راهى نيست و توصيف او به كجايى ، و چه چيزى ، و گنجايى در جايى ، جز اشتباهى نيست ، آن كه از كارهاى نهان آگاه است و دانا ، و در خرد مردمان از نشانههاى تدبيرى كه در آفرينش خود نهاده آشكار است و پيدا ، آن كه از پيامبران دربارهء او پرسيدند ولى با تعريف به حدّ و بعض توصيفش نكردند بلكه به افعالش توصيف كردند ، و بر او به وسيلهء نشانههايش رهنمون شدند . خرد متفكّران انكار او نتواند و نيارد ، زيرا آن كه آسمانها و زمين و آنچه در آنها و ميان آنهاست سرشتهء اوست و صانع آنها هموست هيچ رد كنندهاى در برابر قدرت خود ندارد ، آن كه از آفريدگان فاصله دارد و جداست و هيچ چيز مانند او نباشد كه بىنظير و يكتاست ، آن كه آفريدگان را آفريد كه عبادتش كنند و به آنان نيرو داد كه به شريعتى كه در ميانشان نهاده طاعتش كنند ، و بهانهء آنان را حجتها بريد ، و به دليلى آن كه هلاك شدنى بود هلاك شد و به دليلى آن كه نجات يافتنى بود نجات يافت ، و فضل از آغاز و نو به نو تنها از آن خداست . آن گاه خداوند - كه حمد و سپاس تنها او را سزاست - قرآن را با حمد به خود آغاز كرد / 286 و كار دنيا و فرا رسيدن آخرت را هم چنان به حمد خود پايان نهاد و گفت : «
وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 91 » - و ميان آنان به حق داورى شود و گفته شود كه ستايش از آن خدايى است كه پروردگار جهانيان است . » ستايش از آن خدايى كه بى درآمدن به پيكرى لباس كبريا را در پوشيد ، و بى مشابهت به مثالى رداى جلال و شكوه را بر خود افكند و بى زوالى بر عرش قرار
هامش
( 91 ) - الزّمر / 75 .