دارد .
«
إِلَّا فِي قُرىً مُحَصَّنَةٍ
- مگر در قريههايى كه بارويشان باشد . » در باروها و دژهاى آن روستاها خود را از شكست يا دست كم از مرگ گر چه به صورتى نسبى در امان نگه مىدارند .
«
أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ
- يا از پس ديوارها . » جدر جمع جدار و همان ديوار است ، از آن رو كه آنان از بيم مرگ و براى دورى از رويارويى مستقيم از پشت ديوار مىجنگيدند . و اين ديوارها شبيه به همان ديوار نفاقى است كه آنها را از رسوايى و مجازات مىپوشاند و دور نگاه مىداشت .
شايد اين امر موجبات تصميم پيامبر ( ص ) را دائر بر ويران كردن پارهاى از خانههاى بنى نضير و بريدن درختان خرماى آنها را تفسير كند ، زيرا در جنگ از اين وسايل براى استتار و پيش خزيدن و پناهگيرى استفاده مىكردند . فرض كن كه دژها و باروهاى افزون مىداشتند و خود نيز با ظاهر در يك صف و براى يك هدف گرد مىآمدند ، / 261 ولى اين بدان معنى نبود كه واقعا متّحدند ، زيرا اگر دل آنان را بررسى مىكردى و به آراء آنان توجه مىنمودى آنها را پراكنده و متناقض مىيافتى و در بسيارى موارد مىديدى كه خود را از معركه عقب مىاندازند ، زيرا بر محورى واحد نمىچرخيدند و به سوى هدفى واحد نمىرفتند ، بر خلاف مؤمنان كه دور يك محور كه بر اساس حق مىچرخيد مىگشتند و هدفشان برپا داشتن حق در روى زمين بود . و اساسا تفاوت ميان حق و مصالح اين است كه حق يكى است ، در حالى كه اميال و مصالح متعدّد و متناقض است و به اختلافات داخلى ريشهدار و هميشگى برمىگردد .
«
بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ
- آنها سخت با يكديگر دشمناند . » يعنى با يكديگر به شدت دشمنى مىورزند ، تا آنجا كه يكديگر را به سختى مىكشند ، و اين صفت از يهوديان معروف است . و گفتهاند معنى اين عبارت آن است كه آنان وقتى با يكديگر گفت و گو مىكنند تظاهر به شدّت عمل مىنمايند و لاف مىزنند كه بر دشمنانشان سخت خواهند گرفت ، در حالى كه دلشان از