است كه هر كس ديگرى را نيز به خاطر سلامت و مصونيّت خود بفروشد .
«
لَئِنْ أُخْرِجُوا لا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ
- و اگر آنها را اخراج كنند ، با آنها بيرون نشوند ، » و آماده نيستند كه خانهها و اموال خود را فدا سازند و انواع سختيها را در راه هم پيمانان خود بكشند ، زيرا امكانات خود را براى آسايش دنيوى گردآورندهاند و چه سببى ايجاب مىكند كه ملتزم به پيمان خود با گروهى از مردم شوند و اين دشواريها را تحمّل كنند ، در حالى كه عهد و پيمانهاى خود را با خداوند و پيامبر او شكسته و براى دنيا با آن دو و با مؤمنان جنگيدهاند ؟ پس در اين صورت دروغ مىگويند .
«
وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لا يَنْصُرُونَهُمْ
- و اگر به جنگشان بيايند ياريشان نمىكنند ، » زيرا در سطح فداكارى مادى نيستند ، پس چگونه فداكارى جانى كنند ، و بويژه / 259 آن كه ظاهر معركه نشان مىدهد كه پيروزى از آن حق و اهل آن خواهد بود ؟
پس آنان آماده فرو رفتن به عمق معركهاى كه منجر به رسوايى و زيانشان شود نيستند ، دست به كارى ناشدنى زدهاند تا بر روى دو طناب بند بازى كنند ، و براى حفظ سلامت خود در صف هيچ يك از جهات و جماعات قرار نگيرند . فرض كن منافقان ريسك و مخاطره كردند و در جنگ عليه مسلمانان وارد شدند ، چه چيزى را در واقع تغيير خواهد داد ؟
«
وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبارَ
- و اگر هم به ياريشان برخيزند و به دشمن پشت مىكنند . » مىگريزند و موجب شكست خود و آنها مىشوند ، زيرا انگيزههاى پايدارى در جنگ را ندارند كه مهمترين آنها روحيه فداكارى و شهادت است كه نزد پيروان حق به ميزان بسيار وجود دارد و آنها از چنين روحيهاى بىنصيباند ، و از آن رو كه ارادهء خداوند قوىتر از آن است كه كسى بتواند در برابر آن مقاومت ورزد ، و بدين گونه كافران ياوران خود را از دست مىدهند و منافقان نيز آيندهء خود را از كف خواهند داد .