تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
رحمت بيابد . و دلش به دو مىگويد كه خداى تعالى بزرگتر از آن است كه به اين عادات جنبهء شرعى و قانونمندى دهد و اين همان انگيزه‌اى است كه اين زن را وادار مىكند بدون نوميدى چندين بار با پيامبر به گفتگو پردازد . و تمام اين ماجرا ، آشكار و پنهانش ، با جزئيّات و نكته‌هاى دقيق خود بر خداوند پوشيده نيست . «
وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحاوُرَكُما
- و خدا گفتگوى شما را مىشنود ، » او گواهى است ناظر ، هيچ مانعى او را باز نمىدارد و هيچ پرده‌اى حقايق را از او پوشيده نمىدارد . اكنون آن دو در گوشهء اتاق ايستاده‌اند و با يكديگر گفتگو مىكنند ، اين زن جدل كننده - به موجب پاره‌اى نصوص - به پيامبر خدا مىگويد : اى پيامبر خدا ! خداوند سنّتهاى جاهليّت را نسخ كرده و برانداخته است ، و با وجود اين شوهر من مرا ظهار كرده . پيامبر به وى گفت : در اين باره ( نسخ ظهار ) چيزى به من وحى نشده است . زن گفت : اى پيامبر خدا ! همه چيز به تو وحى شده / 140 و اين يك از تو پوشيده مانده است ؟ پيامبر گفت : همان است كه به تو گفتم . اين پيامبر رحمت است ، اين مركز عطوفت و سرچشمهء شفقت و مهربانى است ، اين صاحب اخلاق بزرگ است ، ولى خدا مهربانترين مهربانان و بزرگترين عاطفه‌داران و مشفقان است ، پس روا نيست كسى را به خود نزديكتر و مهربانتر از او ببينيم ، حتى اگر آن كس شفيع حبيب ، محمّد بن عبد اللّه ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) باشد ، از اين رو كه او راهى است به سوى خدا ، و نزديكترين وسيله به سوى او و نزديكترين شفيعان و واسطه‌هاست . همانا خداوند گفتگوى آن دو را شنيد ، پس چرا ما او را در درونهاى خود به مراقبت نبينيم ، و چرا در گفتگوى خود با ژرف كاوان به ژرفا نرويم ؟ چرا دشواريهاى خود را با او در ميان نگذاريم ؟ آيا او پروردگار ما و بهترين پرورندهء ما نيست ؟ پس چرا ما بهترين بندگان او نشويم ؟ ! امام حسين ( عليه السلام ) در دعاى معروف خود گويد : « مرا بجز خود به ديگرى متوكّل مكن . پروردگارا مرا به كه پشتگرم مىكنى ؟ به خويشاوندى نزديك كه از من مىگسلد يا به شخصى دور كه با من